{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بقیه پارت

بقیه پارت ۱۶

کامیلا

موقع غذا مارک عین گاو نشست و مثل من میخورد همه هاج و واج نگا میکردن
جانی:یکی کم بود حالا شدن دوتا خداااا منو بکش
اما:بابا انقدر حرص نخور شیرت خشک میشه
جانی:من بابای nctام مامان ته ایله
اسی:پس از مرد بودن ساقت میشی
جانی با این نرف اسی دهنش باز موند
جسیکا برگشت به اسی گفت:خیلی بی حیایی هااا
اسی:خب همتون میدونید که من منحرفم پس جلو من حرف نزنین
.
غذا که تموم شد کامیلا و جسیکا ظرف هارو شستن .
بقیه هم بیکار بودیم که اماگفت:بچه بیاین فیلم ببینیم
همه سر تکون دادن اونم رفت فلشش رو بیاره..........
دیدگاه ها (۱)

پارت هیفدهمجسی بلاما برگشت با فلشش اما فلش زیاد داشت توشون ه...

جولیا:من میدونم می ترسی فقط به روی خودت نمیاری تا ضعف دست بچ...

پارت ۱۶وارد اتاق هاشدیم ۴ تا اتاق بهموم دادن اما و جسی بل وا...

Miraculous Tales of Ladybug and Cat Noir Season۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط