{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روحانی به جوانی گفت: ای جوان ...با این همه گناه و خطایی ک

روحانی به جوانی گفت: ای جوان ...با این همه گناه و خطایی که داری ، چگونه باز هم به در خانه خدا می آیی ؟
جوان گفت : چون بخشنده و مهربان است می آیم...روحانی گفت : از کجا می دانی نسبت به تو بخشنده است ؟
جوان گفت : اگر بخشنده نبود ، مرا سر سفره اش مهمان نمی کرد..
دیدگاه ها (۱۴)

فردا صبح به وقت کوفه ، شهر هزار قبیله هزار رنگ، ماه دو شقه م...

سلام دوستان. ..در شب های قدر ، خدا تقدیر همه رو رقم میزنه .....

یک داستان عجیب...روزی مردی در یک جاده می گذشت...ناگهان ماشین...

سلام دوستان...اگه یه روز یه نقشه گنج پیدا کنی و بری دنبالش.....

مهمان#سفرهٔ مرد#مردانمهمانِ سفرهٔ مردِ مردان...✨ «مهمانِ سفر...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط