عشق یا نفرت
عشق یا نفرت؟
P¹
(طابع قوانین ویسگون)
ا/ت:
توی دفتر کارم بودم،داشتم طراحی میکردم،الا کنارم نشسته بود،همش برگه ها رو پاره میکردم که الا عصبی شد
(نکته:همون طور که توی توضیحات گفتم الا دختر فرانسویه و فرانسوی و انگلیسی میتونه حرف بزنه)
الا:بسه ا/ت..داری چیکار میکنی؟
ا/ت:اینا همشون از مد افتادن،هیچی به ذهنم نمیرسه(دستاش رو روی سرش میزاره)
الا:به هر حال نباید پارشون کنی(روی زانو هاش میشینه و کاغذ ها رو جمع میکنه)اینا همشون برای اینده پول میاره..پارشون نکن..الان هم برو استراحت کن و بیشتر فکر کن..فردا اقای نیک میاد..باید طرح های پر فروش جلوش بزاری!
ا/ت:درسته..فکر خوبیه..میرم خونه استراحت کنم..
الا:خوبه..فردا ساعت 9 میبینمت..
ا/ت:باشه،خدافظ
الا:بای بای
رفتم سوار ماشین لوکسم شدم،البته راننده شخصیم قرار بود من رو ببره،محافظ ها رو به روم نشسته بودن،وقتی رسیدم خونه رفتم توی اتاقم،لباسام رو عوض کردم،روی تختم دراز کشیدم،وای این عالیه،تخت نرم و پتو و بالش پارچه پشمی شرابی،من عاشقشونم،رنگ شرابی هیچ وقت از مد نمیوفته
(یک ساعت بعد)
بعد از یک چرت یک ساعته بلند شدم،لباس ورزشیم رو پوشیدم(عکسش رو میزارم)رفتم پیادهروی کردم،همون موقع ی ویدیو کال از طرف پدرم گرفته شد،روی یک صندلی نشستم و جوابش رو دادم.....
ادامه دارد...
P¹
(طابع قوانین ویسگون)
ا/ت:
توی دفتر کارم بودم،داشتم طراحی میکردم،الا کنارم نشسته بود،همش برگه ها رو پاره میکردم که الا عصبی شد
(نکته:همون طور که توی توضیحات گفتم الا دختر فرانسویه و فرانسوی و انگلیسی میتونه حرف بزنه)
الا:بسه ا/ت..داری چیکار میکنی؟
ا/ت:اینا همشون از مد افتادن،هیچی به ذهنم نمیرسه(دستاش رو روی سرش میزاره)
الا:به هر حال نباید پارشون کنی(روی زانو هاش میشینه و کاغذ ها رو جمع میکنه)اینا همشون برای اینده پول میاره..پارشون نکن..الان هم برو استراحت کن و بیشتر فکر کن..فردا اقای نیک میاد..باید طرح های پر فروش جلوش بزاری!
ا/ت:درسته..فکر خوبیه..میرم خونه استراحت کنم..
الا:خوبه..فردا ساعت 9 میبینمت..
ا/ت:باشه،خدافظ
الا:بای بای
رفتم سوار ماشین لوکسم شدم،البته راننده شخصیم قرار بود من رو ببره،محافظ ها رو به روم نشسته بودن،وقتی رسیدم خونه رفتم توی اتاقم،لباسام رو عوض کردم،روی تختم دراز کشیدم،وای این عالیه،تخت نرم و پتو و بالش پارچه پشمی شرابی،من عاشقشونم،رنگ شرابی هیچ وقت از مد نمیوفته
(یک ساعت بعد)
بعد از یک چرت یک ساعته بلند شدم،لباس ورزشیم رو پوشیدم(عکسش رو میزارم)رفتم پیادهروی کردم،همون موقع ی ویدیو کال از طرف پدرم گرفته شد،روی یک صندلی نشستم و جوابش رو دادم.....
ادامه دارد...
- ۹۰۸
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط