{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی
همه را دارم و اما تو که یارم نیستی

سهم من بودن تو در نظرِ هر روزم
چه کنم با دلِ سنگٓت، پیِ کارم نیستی

آسمان دلِ من با رخِ تو روشن بود
حالی، مهتابِ دلم، در شبِ تارم نیستی

عشق تو حبس نموده دلِ من در قفسی
من ولی پای طنابم، دمِ دارم نیستی

من دیوانه به عشقت دل و دینم دادم
آه و حسرت که به فکرِ دلِ زارم نیستی
دیدگاه ها (۲)

غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشدهیچ کس چون تو به من این همه ح...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشتم در سینه...

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

در هوایت مثل یک مرغ مهاجر می شومهر کجا باشی کنار تو مجاور می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط