{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هوایت مثل یک مرغ مهاجر می شوم

در هوایت مثل یک مرغ مهاجر می شوم
هر کجا باشی کنار تو مجاور می شوم

می شوم تبعیدیِ تکفیریِ لبخندهات
آخرش روزی به عشق تو مسافر می شوم

ریخته بر شانه ات گیسویی از جنس غزل
با چنین وضعی که داری باز شاعر می شوم

بر ضریح چشم هایت پنجه افکنده دلم
کم کمک دارم در این محدوده زائر می شوم

یک اشاره از نگاه پر نهیبت کافی است
امر کن؛ در محضرت با شوق، حاضر می شوم

خواستم پیدا کنم مثل تو را، هرگز نشد...!
با تو هی درگیرِ تاریخ معاصر می شوم

ای "الهه"! ای "صنم"! ای "عشق"!... من با خنده ات
عاشقِ "پروردگارِ" "حیِّ" "قادر" می شوم

غرق غصه مثل عاکف در شب تنهایی ام
گاهگاهی لابلای شعر ظاهر می شوم...
دیدگاه ها (۲)

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

‌ امشب در این سکوت تماشائیم بیا..یا لحظه ای به خلوت تنهائیم ...

00:00 دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط