{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هرگز نخواستم که از عشق افسانه‌ای بیافرینم،‌ باور کن!

من هرگز نخواستم که از عشق افسانه‌ای بیافرینم،‌ باور کن!
من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم،‌ کودکانه و ساده و روستایی ...


#0setareh073
دیدگاه ها (۱)

مادربزرگ حواسش به شمعدانی‌ها بود. گاه حتے همین که چ...

از دستِ غیبتِ تو شکایت نمی‌کنم،تا نیست غیبتی نبوَد لذتِ حضور...

وداع و وصل، جداگانه لذتی داردهزار بار برو، صد هزار بار بیا#غ...

صدر اخباری و در قارّه ها صُحبتِ توستمُــژِگـانـت بـه جــهــا...

می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسماما پنداشتم ساده نوشت...

🔴دلتنگی و صحبت دختر با پدر شهیدش🔹بابا، من که دوست داشتمهر شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط