{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و ما خاطرات را

و ما خاطرات را
چونان میخی زنگ زده از دل دیوار بیرون می‌کشیم،
و تو می‌دانی
که هرگز هیچ میخی تماما از هیچ دیواری
بیرون نیامده؛
لااقل تکه ای از آن
لااقل رنگِ سرخِ زنگ زدگی آن
لااقل حفره ای بر قلب دیوار
همیشه به جا مانده است...

‎‌‌🍷‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌🍷
دیدگاه ها (۲)

اگر موفق شدید به کسے خیانت کنیدآن شخص را احمق فرض نکنیدبلکه ...

آتـش زدن به یک “سرنوشـت”کبریت نمی خواهد که !!“پـــا” می خواه...

ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍ منوط به،ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ...

‏تو اوج حاضر جوابی سکوت کنیدهم احترام ها حفظ میشههم با شخصیت...

فصل دوم بخش اول اصل داستان

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط