ارباب من

ارباب من
پارت هفدهم

که دکتر گفت
»شما همسرشونی
-بله
»تبریک میگم همسرتون ۵ ماهه باردارن قبلا پیش من اومدم بهشون گفتم باردارن الانم سیتی اسکن کردیم و دوقلو باردارن یک پسر و یک دختر
-چ چ چیی
راوی(بنده حقیر)
پیام به محض شنیدن این خبر سریع از اتاق رفت بیرون تا به معشوقش برسه تیام ا. ت رو دوست داشت ولی نمیدونست چطوری بهش ابراز علاقه کنه
-ا. ت
دخترک روشو له سمت پسر برگردوند
+نباید الان پیش عشقت باشی (ناراحت)
-عشق من تویی چرا چرا بهم نگفتی که بارداری اونم پنج ماه
+چون چون (بغض)
-چون چی؟ (تقریبا بلند)
+چون تو بعد ازدواج زوری یا همه بودی هر وقت به من میرسیدی ناراحت میشدی اما با همه میخندیدی گفتم که حال خوب تو خراب نکنم
که بعد پسرک سریع به سمت عشقش رفت و اونو در اغوش خودش گرفت و گفت
-ممنون که منو به ارزوم رسوندی قبل اینکه با تو ازدواج کنم دختر باز بودم دخترای زیادی رو حامله کردم همه اون کارا برای این بود که اونارو سقط کنم منو ببخش قول میدم دیگه با هیشکی به غیر از تو نباشم
+قول میدی(بغض)
-قول میدم
و لب هاشو روی لب های دختر قرار داد
/اوپااااا داری بهم خیانت میکنی
-گمشو بیرون هرزه من زن دارم
/تا دیروز نداشتی که
-داشتم فقط میخاستم ازت انتقام بگیرم
/چی؟!
-خب........
دیدگاه ها (۱)

سناریو سو پارت اخر

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو مایکی پارت۳

سناریو خط قرمز پارت ۲

سناریو باچیرا پارت دوم

سناریو کنما تک پارتی

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

only patient p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط