{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم صلای ماجرا !ما را نمیپرسی چرا

گفتم صلای ماجرا !ما را نمیپرسی چرا
جان دل بده
گفتا که پرسشهای ما بیرونزگوش واست ودهن
ای سایه معشوق را معشوق خود پنداشته
ای سالها نشناخته تو خویش را از پیرهن
دیدگاه ها (۱)

تا بعد اگر فرصتی داده شود .ای دل .شکایتها مکن تا نشنود دلدار...

وام یک‌روزه ۱۲۰ میلیارد تومانی یک نماینده برای اقواممیشود رو...

الله گویی مرا بر جه بگو :گویم :چه گویم پیش تو گویی بیا حجت م...

چیز هایی هم هست لحظه هایی پر اوجکه به اندازه پیراهن تنهائی م...

لبخند بزن یاور شیرین سخن من لبخند تو انگار شده هموطن منلبخند...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

قصاص

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

فیک تهیونگ

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط