پارت۲۸

زینگگگگگ زینگگگگگ

زنگ خورد بچه ها رفتن بی رون که جک اومد پیشم

جک:سلام خوشگله

ا.ت:جک برو اونور حوصله ندارم

جک:تو هیچوقت حوصله نداری(آروم)

ا.ت:بلند بگو ما هم بشنویم

جک:میگم میتونیم امشب بریم کافه

ا.ت:نه

جک:بیا دیگه بریم

ا.ت:با همون دختره برو

جک:من فهمیدم هیچکس مثل تو نمیشه می‌خوام دوباره باهم باشیم

ا.ت:حتما ولت کرده مگه نه؟
دیدگاه ها (۱)

پارت۲۹

پارت ۳۰

پارت۲۷

۲۶

Between the Tides³²یک هفته بعد تهیونگتو دفترم بودم تق تق تق ...

love Between the Tides²⁰چند روز بعدا/ت با خودم فکر میکردم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط