پارت ۳۰
بعد از چند مین رسیدم ماشین رو دادم دست نگهبان تا پارکش کنن خودم سریع رفتم بالا دیدم همه دور یه کلاس جمع شدن یهو امی اومد و گفت تو اون اتاق هستن
منم با سرعت رفتم سمت اون اتاق
کوک:در رو باز کنید
ا.ت:داداشی کمک کن
کوک:نترس دارم میام
کوک:حروم/زاده این در لعنتی رو باز کن
کوک:ا.ت اگه پشت دری برو کنار
کوک:یک....دو ....سه در رو شکوند
جک سعی داشت بزور ا.ت رو ببوسه
کوک:میکشمت با دستای خودم میکشمت
ا.ت:کوک آروم باش
جک:این دیگه کی؟
کوک:من داداششم و قرار ترو با دوتا دست های خودم بسته بندیت کنم اون دنیا
جک:چی می....
کوک یه مشت زد تو صورتش
ا.ت:کوک خواهش میکنم ولش کن
کوک همینجوری پشت سر هم هی مشت میزد
ا.ت:داداشی ولش کن
ا.ت:کوک ولش کن(داد)
با داد ا.ت ولش کردم نگاهی به ا.ت کردم که صورتش از گریه زیاد قرمز شده بود رفتم بغلش کردم
کوک:مدیرتون کدوم گوری ؟
این یوپ :من اینجام
کوک:چرا جلو این پسره ال/دنگ رو نمیگرید
این یوپ:حرف دهنت رو بفهم
کوک:نفهمم چی میشه
اومد یکی بخوابونه توی صورت کوک که کوک جا خالی داد و این یوپ رو خوابوند روی زمین
منم با سرعت رفتم سمت اون اتاق
کوک:در رو باز کنید
ا.ت:داداشی کمک کن
کوک:نترس دارم میام
کوک:حروم/زاده این در لعنتی رو باز کن
کوک:ا.ت اگه پشت دری برو کنار
کوک:یک....دو ....سه در رو شکوند
جک سعی داشت بزور ا.ت رو ببوسه
کوک:میکشمت با دستای خودم میکشمت
ا.ت:کوک آروم باش
جک:این دیگه کی؟
کوک:من داداششم و قرار ترو با دوتا دست های خودم بسته بندیت کنم اون دنیا
جک:چی می....
کوک یه مشت زد تو صورتش
ا.ت:کوک خواهش میکنم ولش کن
کوک همینجوری پشت سر هم هی مشت میزد
ا.ت:داداشی ولش کن
ا.ت:کوک ولش کن(داد)
با داد ا.ت ولش کردم نگاهی به ا.ت کردم که صورتش از گریه زیاد قرمز شده بود رفتم بغلش کردم
کوک:مدیرتون کدوم گوری ؟
این یوپ :من اینجام
کوک:چرا جلو این پسره ال/دنگ رو نمیگرید
این یوپ:حرف دهنت رو بفهم
کوک:نفهمم چی میشه
اومد یکی بخوابونه توی صورت کوک که کوک جا خالی داد و این یوپ رو خوابوند روی زمین
- ۹.۶k
- ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط