{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیـشـب بـرگشـت :)

دیـشـب بـرگشـت :)
رو بــہ روم ایـسـتاد
خـندید
خـندیدم
سیـگارشــو بـرداش
اخـم کردم
نگام کـرد
لـبـخند زدم
نبایـد میفهـمید :)
شـنیدم میـکشے
سرد شـد بدنـم
باز لبـخند :)
درسـتـہ؟
خندیـدم
عصبے شـد
سیـگارو گذاشتـم لاے انـگشـتام
باز خندیدم :)
فنـدکـ
اولـین پُکـ
اخم کرد
دختر کـہ سـیگار نـمیکشہ!
خندیـدم :) بـلند :)
عصبے تر شد
نکـش!
سیـگارو گرفت
مچ دستم :)
اخماش بیشتـر شد
ایـن چیـہ؟
آروم گفـتم
_جاے رفـتنـت
الآن کـہ ایـنجام!
خنـده :)
نـخند عصبے میـشم
نـگاش کردم
نفس
خُب دوسِت نداشتم کـہ رفتم!
باز نگاه
حرف بزن! سکوت نکن!
_خوشحال بودے پیـشش؟
دوسـم نداشت...رفت
_دروغاشو دوس داشتے؟
آره خیـلے...
_چـرا برگشتـے؟
راضیش میکنے برگرده؟
_باشـہ :)
دیدگاه ها (۲)

لیلــــــی!!توبزرگتــــرین اشتبــــاه تاریـــخ را مرتکب شده ...

خِیلی مُوآظِب ِ حَرف زَدَنآتون بآشین ؛روی ِ صُحبَتَم بآ اونآ...

گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـاتاز تــو نـگـاهِـت خـونـ...

آره ...اولــــش کـه شـــروع میـشه تـو بهتـرینــی بـراشاولـــ...

in your eyes

in your eyes

my love part 61

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط