{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از قبل باخته بودم !....

من از قبل باخته بودم !....

مچ انداختن

بهانه ای بود؛


برای گرفتن دوباره ی دست تو
دیدگاه ها (۵)

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩﺭﺳﯿﺪﻥﻣﻠﺖ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ...

برای شروع:ریحانه

چــــه دروغ بزرگــــیست!!!زمان همه چیز را حل میکند...زمــــا...

وقتی که راه نمی روی زمین هم نمی خوری. این "زمین نخوردن" محصو...

امروز جهان یک‌بار دیگر بهانه‌ای دارد برای جشن گرفتنِ من 🌙🎂»ت...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

اینم دوباره گذاشتم چون دفعه ی قبل تو تاریکی گرفته بودم بد در...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

و چای دغدغه‌یِ عاشقانه‌یِ خوبی‌ست..برای‌ِ با ' تو ' نشستن، ب...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

"بهانه ای برای ادامه دادن به زندگی"

.. برای من باشبهانه ی زنده ماندنم که تو باشیهیچ چیز نمی توان...

شهدا

‌تو از قبیله ی عشقیمن از تبارِ سرودمبرای "وصفِ تو" پابند ِ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط