{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی فکر میکنه بهش خیانت کردی

# وقتی فکر میکنه بهش خیانت کردی

ویو ات
این چند روز خیلی سر بانی شلوغ بود و اصلا بهم اهمیت نمی‌داد باهام حرف نمیزد صبح زود میرفت اخر شب برمی‌گشت کم کم دیگه از این رفتارش خسته شدم تصمیم گرفتم امشب جدی باهاش صحبت کنم .........
ویو کوک
این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود نمیتونستم برای ات وقت بذارم راستش میدونم ناراحته ولی خب چیکار کنم هفته ی بعد کنسرته و من و اعضا همه در حاله تلاشیم ولی امشب باهاش صحبت میکنم ........
توی راه بودم که برم خونه یه شماره ی ناشناس برام چند تا عکس فرستاد زدم بقل و عکس رو باز کردم عکس ات بود با یه پسری با خشمی غیر قابل توصیف حرکت کردم سمت خونه کلید انداختم در رو باز کردم ........
ویو ات
میزنه شام رو خیلی قشنگ چیدم خیلی زحمت کشیدم براش منتظر بودم کوک بیاد که در باز شد تا امدم سلام کنم دیدم عصبانی داره میاد
- کوک چی شده....... که با سوزشی روی گونه حرفم قطع شد
- حالا دیگه به من خیانت میکنه دختره ی خیره سر ها!؟
با دادش لرزیدم
- من؟ خیانت؟ عزیزم چی میگی؟
یهو میزنه رو برگردوند و داد زد
- تو نمیدونی چی میگم هاااااااا
- بخدا نمی‌فهمم
- گمشو از خونه ی من بیرون سریع!
تا امدم چیزی بگم محکم دستمو گرفت از خونه پرتم کرد بیرون .........
دیدگاه ها (۰)

های سیسی های گل اکه درخواستی دارین بهم بگین همرو مینویسم😉

# وقتی فکر میکنه بهش خیانت کردیویو ات این چند روز خیلی سر با...

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط