{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخور این قهوه ی تلخ و چقدر تقدیر بی رنگی,برو اما بگو خوبم

نخور این قهوه ی تلخ و چقدر تقدیر بی رنگی,برو اما بگو خوبم چرا باعشق میجنگی,تمام لحظه ها تلخه تو این فالی که من دیدم,تو که هرگز نفهمیدی من از فال تو ترسیدم,یه چایی بهتر از قهوه س برای بودن باهم,نه فالی داره نه دوری همین چایی بخورکم کم…!
دیدگاه ها (۵)

متن نوشته ی خودمه خوشحال میشم نظرتون رو دربارش بدونم...

بعضی از آدمها خط خوردگی دارندو بعضی از آدمها غلطِ چاپیبعضی ا...

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید...

مانند دیوانه ها میخواندم با بغض تمام‌  و صدای بلند بدون توحه...

هانا:چییییی بزرگ ترین و خشن ترین مافیا بهت گفته عشقمم وایی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط