{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

sszzxoo

sszzxoo
دلم می خواست
بین شب ها و روزهایت
بین دست ها و نفس هایت
بین بوس ها و لب هایت
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می چرخد
چرا می چرخد..
نارنجی..
دلم می خواست بین خنده‌ها و موهات اسم تو را صدا کنم
و وقتی گفتی "جانم"
جانم را از نبودنت نجات دهم
با یک نگاه..
دیدگاه ها (۴)

تا میتوانی مرا ببوستا بدنم عرق کندبعد مرا به آغوش بکشتا عطر ...

عذابست این جهان بی‌تو مبادا یک زمان بی‌تو ...

خود خداهم الان نشسته یه گوشه یه دستشو گذاشته زیر چونش میگه ک...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط