جز عرق شرم که خوب چیزی بر پیشانی باقی نمیگذاریهیچ جای ج

جز عرق شرم که خوب چیزی بر پیشانی باقی نمیگذاری..هیچ جای جبران که نمیگذاری..تنها میگویم که فدای توشدن باز هم کم است..اگر روزی هزار جان هم بگیرم.همه را قربان تو میکنم..
دیدگاه ها (۱)

مشتاق دیدار...شمردن لحظه های رسیدن...دیدن مهربان ترین و زیبا...

چشم به راه نشسته ام نفسم تا ببینم ماه رویت را.بیا تو سا...بی...

من فدای خاتون خودم بشم ﻧﺎﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖﻃﺮﺡ ﺁﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ...

چه گویم که جز شرمندگی چیزی ندارم.با این همه عشق و.محبت من کا...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

هدیه من برای کریسمس : رز - unfair - پارت 2 نگاهت را میدزدی و...

اهم اهم خوب خوب بنده قرار حدود یه ماه فقط بیام پست بزارم برم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط