{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱
🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤

ویو ا/ت

سلام من ا/ت من ۱۹ سالمه و سال آخر دانشگاهم من به دلیل های پیچیده ای سریع تر درس خواندم و رفتم دانشگاه
آروم آروم بلند شدم و روی تخت نشستم گوشی چک کردم ساعت ۵:۲۳ دقیقه بود هنوز وقت داشتم من باید ساعت ۷ دانشگاه باشم بلند شدم و رفتم دستشویی ( حال ندارم انگلیسی بنویسم بعذی ها هم انگلیسی بلد نیستن پس نمی نویسم😑😑)
و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم بیرون و صبحونه خوردم و رفتم لباس بپوشم یه تاپ مشکی و یه شلوار چرم پوشیدم و کفش های پوست ها چرمم هم پوشیدم و به گردن بند مشکی که هم ماه داشتم و خورشید و ستاره و مدل موم هم یه دم اسبی بالا بستم و یه کوله پشتی یا مشکی برداشتم ( عکس همشون رو می زارم ) و کتاب هام رو گذاشتم توش من چون موهام بلنده همیشه دم اسبی بالا می بندیم آخه خیلی بهم میاد و من چتری دارم و رفتم اتاق مامان و بابام و اونا هم بلند کردم چون باید می رفتن سر کار و رفتم خواهرم هم بلند کردم و رفتم دانشگاه( ا/ت بچه پولداره😀😀بریم باهاش رل بزنیم🤭🤭 باح باح بخوریم نخوریم باح باح با ا/ت رل زدم کسی مزاحم نشه 🤣🤣🤣🤣🤣) وقتی رسیدم دانشگاه یه شیر کاکائو گرفتم و وارد کلاس شدم استاد جعون درس رو شروع کرد

ویو جونگ کوک

سلام من جونگ کوکم منبع خوناشامم و در عین حال مافیا هم هستم من استاد دانشگاه هستم از روی تختم بلند شدم ساعت رو چک کردم ساعت ۴:۴۶دقیقه بود
رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم و اومدم بیرون و رفتم صبحونه خوردم و یه جام خون خوردمو یه لباس مشکی پوشیدم ( عکسش رو میزارم)و رفتم پایین و کفش هامو پوشیدم ( عکسش رو می زارم) و رفتم سوار ماشین شدم به بادیگارد گفتم بره سمت دانشگاه و زمانی که رسیدم وارد دفترم شدم و کتاب هام رو بر داشتم و رفتم داخل کلاس و حضور غیاب کردم و شروع کردیم

خماری🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
فعلاً تو خماری بمونید تا بعداً 🤣🤣🤣🤣🤣
اینم فیک جدید
دیدگاه ها (۴)

لوکا حرف میزنه ــــــــــــــ•~•ــــــــــــــــــ🐺🌑🖤سوال پس...

🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤 ادامه ی ویو جونگ کوک درس رو دادم که سا...

لوکا حرف میزنه ــــــــــــــ•~•ــــــــــــــــــ🐺🌑🖤سوال پس...

لوکا حرف میزنه ــــــــــــــ•~•ــــــــــــــــــ🐺🌑🖤سوال پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط