{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤

‌ویو جونگ کوک🖤

صبح با نوری که به صورتم می خورد بلند شدم و روی تخت نشستم ، بلند شدم رفتم دستشویی و صورتم و دستامو شستم و یه شاش زدم ( حیحی ادمینتون یه زره بی ادبه 🤣🤣🤣 ) و اومدم بیرون و رفتم آشپز خونه یه قهوه واسه خودم درست کردم و رفتم نشستم روی کاناپه و شروع کردم به خوردن و وقتی تموم شد لیوان رو گذاشتم روی میز و بلند شدم رفتم لباسام رو پوشیدم و ساعت رو چک کردم ساعت ۱۰ بود گفتم ولش کن نه خودم میرم نه می زارم ا/ت بره و رفتم تو آشپز خونه در یخچال رو باز کردم که دیدم هیچی بجز پاکت های خون و گوشت نداریم ، رفتم کفش هام رو پوشیدم و درو بستم ماشین رو روشن کردم و به سمت فروشگاه حرکت کردم وقتی رسیدم دیدم که دعوا شده اهمیت ندادم و داشتم می رفتم تو که یارو از مشته یه مرد گنده باقالی جا خالی داد و خورد تو صورت من خیلی درد داشت و منم خیلی اعصبانی شدم خلاصه زدم اونجا هم یه دعوای حسابی کردم و یارو رو عن زمین کردم ولی باورم نمیشه یعنی من انقدر قدرتم زیاد شده که یارو با یه مشت من عن زمین شد هعی بگذریم رفتم تو فروشگاه و کلی خرت و پرت خریدم و اومدم گذاشتم تو ماشین و رفتم چند تا میوه گرفتم و اومدم خونه در خونه رو باز کردم و رفتم تو خونه زمانی که رسیدم برای ا/ت صبحونه آماده کردم و رفتم تو اتاق
کوک : ا/ت بیدار شو دیگه خواب بسه ( از/تا رو تموم میده تا بلند شه )« بچها از این ببد جونگ کوک رو کوک می‌نویسم »
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان آپ میکنم 🙃🖤
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤ا/ت: تروخدا بزار یکم دیگه بخوابم...

پارت ۱۰🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤کوک : خدافظ 👋🏻 ا/ت : خدافظ👋🏻🥺( ...

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

پارت ۱🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو ا/تسلام من ا/ت من ۱۹ سالمه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط