{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی داند دل تنها میان جمع

نمی داند دل تنها میان جمع
هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش
دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود
از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست،
مدت هاست.

"فاضل نظری"
دیدگاه ها (۱)

بازی ...از خواب برگشتم به تنهاییپل میزنم از تو به زیباییچشما...

تو خود بارانیتازه می کنی نفس های بودن را ،حتی وقتی نمی باری ...

هزارسال برآیدهمان نخستینی ...سعدی بزرگ*

اگر آواز میخوانیبخوان آواز غمگین یتیمان راکه همچون طوطی بی ن...

ادامه پارت قبل👍😃آنیا لبخند زد؛ کوچک، اما کاملاً مطمئن."از تو...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت۴۱🌌کوروگیری مجبور شد حمله‌اش...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط