{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالِ مرا مپرس، که من ناخوشم... بدم...

حالِ مرا مپرس، که من ناخوشم... بدم...
این روزها به تلخ زبانی زبانزدم

تو با یقین به رفتنِ خود فکر می کنی
من نیز بینِ ماندن و ماندن مردّدم

گفتم که عاشقت شده ام، دورتر شدی
ای کاش لال بودم و حرفی نمی زدم

گفتم که: «مُردم از غم» و گفتی: «به حرف نیست!»
ای کاش من حریف زبانِ تو می شدم...
دیدگاه ها (۱۷)

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

پارت دو :عزیزترین دشمن من :ویو جونگ کوک :یونگی اومد داخل ماش...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

ترکم نکن

♥️🖇بيا برويم به صد و پنجاه سال قبلبه خانه‌های حوض‌دار به اتا...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط