{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمان نبودم عشق من،لبخند کافی بود

مهمان نبودم عشق من،لبخند کافی بود
یک استکان چای بدون قند کافی بود
باور کنی یا نه! فقط یک بار دیدارت
تا گریه های من بیاید بند کافی بود
حتی همان لبخند شیرین دم رفتن
با آنکه سیب از شاخه غم کند کافی بود
رفتی قسم خوردی که با لبخند برگردی
قولت بدون آیه و سوگند کافی بود
من سالها تنها تو را در خواب می دیدم
شاید برای من همین پیوند کافی بود!
دیرآمدی اما برای روح گندم زار
رگبار های آخر اسفند کافی بود
گفتی که:این لبخند ها کافیست یا قهری؟
گفتم:عزیزم قهر سیری چند؟!...کافی بود
دیدگاه ها (۲)

حسین پناهی حرف قشنگی زد،گفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!...

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:ﮔﺎﻫﯽ...!!ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ،ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫ...

حـــــــوا جان مـــــادرت راستـــــش را بگــــــــوتـــ...

گفتم " "خدایا "برایه چی دلم را شکست و رفت...‌‌!!بدون او چکار...

🪵 #شعر  🪵نبستی دل به آیین و به چون و چندهای من بریدی شـاخه ه...

نبستی دل به آیین و به چون و چندهای من بریدی شـاخه های سبزت ا...

ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟؟ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ...ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫ...

Violin«1»🎻

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 159✦..........................

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

دلتنگی های کوچک من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط