وقتی عضو هشتمی ولی اونا
وقتی عضو هشتمی ولی اونا
سلام من هوانگ ات هستم عضو هشتم بی تی اس نزدیک یک سالی میشه که با اعضا زندگی میکنم ولی رابطم باهاشون اصلا خوب نیست من خیلی سعی کردم که بتونم بهشون نزدیک بشم ولی اونا انگار ازم متنفرن بهشون حق میدم واقعا انتظار نداشتن یکی دیگه بیاد توی گروهشون اونم یک دختر ولی من باهاشون کاری ندارم من دوسشون دارم معمولا من کم حرف میزنم و بیشتر وقتا داخل اتاقمم نمیخوام با حضورم اذیتشون کنم و باعث ناراحت بودنشون و عصبی بودنشون بشم بیخیالش برم پایین که وقت صبحونست رفتم پایین
ا.ت:سلام صبح بخیر(لبخند)
اعضا:......
طبق معمول جوابی ندادن خیلی ناراحت کنندست دیدم صندلی بین جیهوپ و جین خالیه رفتم نشستم
ا.ت: جین ممنون بابت صبحونه(لبخند)
جین:خواهش میکنم(سرد)
نامجون:ا.ت بعد از صبحونه برو لباس عوض کن که میخوایم بریم برای تمرین (سرد)
ا.ت:چشم(لبخند)
تهیونگ:اَه چقدر لوس(آروم)
جونگ کوک:آره واقعا(آروم)
حرفاشون رو شنیدم اوفففف دیگه عادت کردم کاش باهام سرد نبودن کاش ازم متنفر نبودن صبحونم تموم شد و از سر میز پاشدم
ا.ت:بازم ممنون بخاطر صبحونه جین(لبخند)
جین:خواهش میکنم(سرد)
رفتم داخل اتاقم خودمو آماده کردم و رفتم پایین اونا هنوز آماده نبودن یکمی صبر کردم تا آماده بشن و همه گی سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت کمپانی
اتاق تمرین:
مربی رو بهمون کرد و گفت
مربی:این دنس یکم سخت تره باید خوب تلاش کنید تا خوب یاد بگیرید
اعضا. ا.ت:چشم
مربی:خب شروع کنید
بعد از تمرین:
مربی:کارتون عالی بود مخصوصا تو ا.ت
ا.ت:(لبخند )
جیمین:آخه این چیش خوبه(سرد)
مربی:جیمین(عصبی)
جیمین:راست میگم(سرد)
مربی:بسه دیگه برید خونتون
نامجون:بچه ها بریم خونه
جین:بریم که فردا باید پاشیم و سریع بیایم تمرین کنیم
همه گی سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت خونه بعد از چند دقیقه رسیدم خونه
میخواستم برم اتاقم که جیهوپ گفت
جیهوپ:فکر کردی رقصت خیلی خوبه این دیگه چجور رقصیدنیه(عصبی)
ا.ت:ولی من که خوب رقصیدم حتی مربی هم گفت(ناراحت)
شوگا:با اومدنت تو گروه همه چیو خراب کردی(سرد)
ا.ت:مگه من چیکار کردم(بغض)
تهیونگ:باعث شدی هیت هامون بیشتر بشه(عصبی و سرد)
جونگ کوک:باعث شدی توجه منفی بهمون جلب بشه(عصبی)
ا.ت:م. متاسفم
جین:با یک متاسفم چیزی درست نمیشه(سرد)
جیمین:کاش هرگز نمیومدی توی گروه(سرد)
نامجون:هه بسه دیگه ممکنه بچه کچولو گریه کنه(پوزخند)
جین:فقط مایع دردسری(سرد)
بعد از حرفاشون رفتن توی اتاقاشون خدایا چرا؟مگه من مقصرم گریم گرفت و رفتم داخل اتاقم
دو روز بعد:
سلام من هوانگ ات هستم عضو هشتم بی تی اس نزدیک یک سالی میشه که با اعضا زندگی میکنم ولی رابطم باهاشون اصلا خوب نیست من خیلی سعی کردم که بتونم بهشون نزدیک بشم ولی اونا انگار ازم متنفرن بهشون حق میدم واقعا انتظار نداشتن یکی دیگه بیاد توی گروهشون اونم یک دختر ولی من باهاشون کاری ندارم من دوسشون دارم معمولا من کم حرف میزنم و بیشتر وقتا داخل اتاقمم نمیخوام با حضورم اذیتشون کنم و باعث ناراحت بودنشون و عصبی بودنشون بشم بیخیالش برم پایین که وقت صبحونست رفتم پایین
ا.ت:سلام صبح بخیر(لبخند)
اعضا:......
طبق معمول جوابی ندادن خیلی ناراحت کنندست دیدم صندلی بین جیهوپ و جین خالیه رفتم نشستم
ا.ت: جین ممنون بابت صبحونه(لبخند)
جین:خواهش میکنم(سرد)
نامجون:ا.ت بعد از صبحونه برو لباس عوض کن که میخوایم بریم برای تمرین (سرد)
ا.ت:چشم(لبخند)
تهیونگ:اَه چقدر لوس(آروم)
جونگ کوک:آره واقعا(آروم)
حرفاشون رو شنیدم اوفففف دیگه عادت کردم کاش باهام سرد نبودن کاش ازم متنفر نبودن صبحونم تموم شد و از سر میز پاشدم
ا.ت:بازم ممنون بخاطر صبحونه جین(لبخند)
جین:خواهش میکنم(سرد)
رفتم داخل اتاقم خودمو آماده کردم و رفتم پایین اونا هنوز آماده نبودن یکمی صبر کردم تا آماده بشن و همه گی سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت کمپانی
اتاق تمرین:
مربی رو بهمون کرد و گفت
مربی:این دنس یکم سخت تره باید خوب تلاش کنید تا خوب یاد بگیرید
اعضا. ا.ت:چشم
مربی:خب شروع کنید
بعد از تمرین:
مربی:کارتون عالی بود مخصوصا تو ا.ت
ا.ت:(لبخند )
جیمین:آخه این چیش خوبه(سرد)
مربی:جیمین(عصبی)
جیمین:راست میگم(سرد)
مربی:بسه دیگه برید خونتون
نامجون:بچه ها بریم خونه
جین:بریم که فردا باید پاشیم و سریع بیایم تمرین کنیم
همه گی سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت خونه بعد از چند دقیقه رسیدم خونه
میخواستم برم اتاقم که جیهوپ گفت
جیهوپ:فکر کردی رقصت خیلی خوبه این دیگه چجور رقصیدنیه(عصبی)
ا.ت:ولی من که خوب رقصیدم حتی مربی هم گفت(ناراحت)
شوگا:با اومدنت تو گروه همه چیو خراب کردی(سرد)
ا.ت:مگه من چیکار کردم(بغض)
تهیونگ:باعث شدی هیت هامون بیشتر بشه(عصبی و سرد)
جونگ کوک:باعث شدی توجه منفی بهمون جلب بشه(عصبی)
ا.ت:م. متاسفم
جین:با یک متاسفم چیزی درست نمیشه(سرد)
جیمین:کاش هرگز نمیومدی توی گروه(سرد)
نامجون:هه بسه دیگه ممکنه بچه کچولو گریه کنه(پوزخند)
جین:فقط مایع دردسری(سرد)
بعد از حرفاشون رفتن توی اتاقاشون خدایا چرا؟مگه من مقصرم گریم گرفت و رفتم داخل اتاقم
دو روز بعد:
- ۱۵.۰k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط