من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی
که بیفتد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب
که به صد عشق
دلم می ارزید.
من به دنبال نگاهی بودم
که مرا از پس آن سادگی ام می فهمید.
و خدا می داند سادگی از ته دل بستگی ام پیدا بود.
اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی
اهسته قدم بردار
که غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...
که بیفتد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب
که به صد عشق
دلم می ارزید.
من به دنبال نگاهی بودم
که مرا از پس آن سادگی ام می فهمید.
و خدا می داند سادگی از ته دل بستگی ام پیدا بود.
اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی
اهسته قدم بردار
که غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...
- ۵۶۷
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط