میدونی

می‌دونی،
من آدم بی‌عقل و درکی نیستم ولی...
ولی بی‌خیال خیلی چیزا نشدم،
فقط باهاشون کنار اومدم.
شاید دلیلش لجبازی باشه،
نمی‌دونم.
مثلا با نداشتنت کنار اومدم،
با دوست داشتنت کنار اومدم،
دلمو دل‌داری دادم که هی دل‌دل نکنه،
کنار اومدم با بی‌قراری‌های پی در پی برای اینکه هی ببینمت.
کنار اومدم با حس و حال خوشی که با فکر کردن به تو توی تمام وجودم جاری می‌شه،
کنار اومدم با... با زندگیِ خصوصی شیرینم با خیال تو...
می‌دونی،
یه جمع و تفریق ساده‌ست!
من که بی فکر تو نمی‌تونم زنده بمونم،
پس با اینکه مدام توی دهکده‌ی کوچیک ذهنم جا خشک کرده باشی،
کنار اومدم.
راضیم به اینکه نباشی و باشی،
راضیم به اینکه خوش‌بخت باشی هرچند نه در کنار من،
راضیم به لبخندی که می‌شینه گوشه‌ی لبت و دلیلش من نیستم...
روز به روز بیشتر خودمو قانع می‌کنم،
بیشتر سعی می‌کنم لبخند بزنم،
بیشتر تلاش میکنم تا مدام تو گیر و دار فکر و ذکر تو باشم.
در حالی که ندارمت،
خوشحالم که زندگیت پر از خوشحالی باشه.
آخه عشق،
گاهی وقتا فقط غم و غصه می‌سازه،
منم نمی‌خوام دلیل غمای تو باشم!
می‌دونی،
عادت کردم به این تنهایی‌ای که تو توش موج می‌زنی...
عادت کردم که به اینکه وانمود کنم که کنارمی و دستت رو گرفتم.
عادت کردم به تظاهر به اینکه زندگی،
چه با تو و چه بی تو راه خودشو طی میکنه.
عادت کردم، به خیلی چیزا عادت کردم...
این شاید بزرگترین گناه من باشه،
که وقتی که تموم دنیا به من حرف از گذشتن و رفتن می‌زنن،
من می‌مونم و نمی‌گذرم.
آره،
میدونی نسیمِ پاییزیِ من،
من لجبازم.
یه دنده‌ام و مغرورتر از اونیم که به حرف کسی گوش کنم.
من با نبودنت کنار ‌اومدم،
به عاشق تو بودن... عادت کردم.
من مثل پرنده‌ایم که از دسته جدا شده و به عشق بارون، خودشو توی دریاچه غرق کرده.
هه...
چه دیوونه‌ی رومانتیک و لجبازیم،
نه؟
دیدگاه ها (۱)

+اقای قاضی من یه روز شادترین آدمه این کره خاکی بودم-خب؟+اون ...

درد معمولی نبودیمثل یک سردرد شدیدِ شبانهکه آرام شوی با یک فن...

سرتا پا در تاب و تبمدراتش هرصبح و شبمدانم که اخر نرسدکامی از...

black flower(p,302)

با این وضع آرتم از خودم ناامید شدم

حالم از خودم بهم می خوره...چرا رفتی آخه.. چیکار کردم...نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط