درد معمولی نبودی

درد معمولی نبودی
مثل یک سردرد شدیدِ شبانه
که آرام شوی با یک فنجان قهوه
یا چند پُک سیگار عمیق!
درد معمولی نبودی
مثل خارِ رفته در چشم
که بشود درش آورد
که بشود دورش انداخت!
درد معمولی نبودی
مثل مرض قلب
که قرص زیر زبانی داشته باشی،
که تهش ایستادن باشد، نطپیدن!
درد معمولی نبودی
مثل سرطانِ خون
که درمان و دارو داشته باشی
که آخرش مرگ باشد!
درد بودی
اما نه معمولی
عشق بودی
از نوعِ یک طرفه اش!
دیدگاه ها (۱)

می‌دونی،من آدم بی‌عقل و درکی نیستم ولی...ولی بی‌خیال خیلی چی...

سرتا پا در تاب و تبمدراتش هرصبح و شبمدانم که اخر نرسدکامی از...

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرممیخواستم بپرسمچقدر باید بگذرهتا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط