پارت ده
پارت ده
فکر کنم به شایان علاقمند شدم نمیدونم هر موقع میبینمش ضربان قلبم میره بالا گرمم میشه محوش میشم
صدای در اتاقم اومد
_بفرمایید
+تو چرا تو این اتاقی وسایلتو جمع کن باید بریم اتاق من
_چرا
-چون میخوام پیشم باشی
+ببین من نمیتونم بهت دروغ بگم من عاشقت شدم از همون لحظه که دیدمت میخوام عروسی بگیریم بچه دار شیم تو بشی ملکه و من خدمتکار ت
اومد بغلم کرد و دستم رو گرفت و گذاشت رو قلبش
+ببین فقط بخاطر تو هست
_اما سارا
+ببخشید غلط کردم
سارا زن من نیست میخواستم .....اهههههه نمیدونم فقط بدون همش نقشه بود سارا زن من نیست . میفرستمش بره
حالا تو بگو منو دوست داری؟
باید اعتراف میکردم
_اره دو...س..ت دار..م
یجوری بغلم کرد که خفه شدم
+اخخخخ خفه شدم
سه سال بعد
وای پریا جیغ نزن
شهیاد موهاشو ول کن
صدای زنگ در اومد بچه یکدل و همصدا باهم بگید چیز یعنی ببخشید
بچه با هم عرررر زدن بابا
بعد عین میمون از سرو کول شایان بالا رفتن
شایان بدبخت مونده بود چیکار کنه
_سلام بر آق بالا سر خودم
+سلام بر مونگل خودم
(وقتی دو تا اسکول باهم ازدواج میکنن)
تو این سه سال منو شایان بچه دار شدیم پریا و شهیاد خب دیگه تا همینجا بسه گمشید برید سر خونه زندگیتون برید بدوووووو
نه تو ندو شهیاد
.................
اولین رمانم بید
فکر کنم به شایان علاقمند شدم نمیدونم هر موقع میبینمش ضربان قلبم میره بالا گرمم میشه محوش میشم
صدای در اتاقم اومد
_بفرمایید
+تو چرا تو این اتاقی وسایلتو جمع کن باید بریم اتاق من
_چرا
-چون میخوام پیشم باشی
+ببین من نمیتونم بهت دروغ بگم من عاشقت شدم از همون لحظه که دیدمت میخوام عروسی بگیریم بچه دار شیم تو بشی ملکه و من خدمتکار ت
اومد بغلم کرد و دستم رو گرفت و گذاشت رو قلبش
+ببین فقط بخاطر تو هست
_اما سارا
+ببخشید غلط کردم
سارا زن من نیست میخواستم .....اهههههه نمیدونم فقط بدون همش نقشه بود سارا زن من نیست . میفرستمش بره
حالا تو بگو منو دوست داری؟
باید اعتراف میکردم
_اره دو...س..ت دار..م
یجوری بغلم کرد که خفه شدم
+اخخخخ خفه شدم
سه سال بعد
وای پریا جیغ نزن
شهیاد موهاشو ول کن
صدای زنگ در اومد بچه یکدل و همصدا باهم بگید چیز یعنی ببخشید
بچه با هم عرررر زدن بابا
بعد عین میمون از سرو کول شایان بالا رفتن
شایان بدبخت مونده بود چیکار کنه
_سلام بر آق بالا سر خودم
+سلام بر مونگل خودم
(وقتی دو تا اسکول باهم ازدواج میکنن)
تو این سه سال منو شایان بچه دار شدیم پریا و شهیاد خب دیگه تا همینجا بسه گمشید برید سر خونه زندگیتون برید بدوووووو
نه تو ندو شهیاد
.................
اولین رمانم بید
- ۵.۴k
- ۲۴ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط