{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیگارم چه زیبا کام میدهد. او تا صبح پیراهن سفیدش را برایم

سیگارم چه زیبا کام میدهد. او تا صبح پیراهن سفیدش را برایم میسوزاند ومن از لبانش بوسه ها میگیرم. چه لذتی میبرم از این رفاقت بی منت، او از جان مایه میگذارد و من از عمر...!
دیدگاه ها (۱)

.

.

.

.

پارت ⁶همون شب، بعد از اون حرف، یونگی نتونست بخوابه. تا صبح ب...

اهوی گریز پا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط