{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است

اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است
ولی برای رسیدن بهانه بسیار است

بـــــرآن سریــم کزین قصـــــه دست برداریم

مگر عزیز من ! این عشق دست بردار است

کسی به جز خودم ای خوب من چه می داند

کـــه از تــــو – از تو بریدن چقدر دشوار است

مخــــواه مصلحت اندیش و منطقـــی باشم

نمی شود به خدا ، پای عشق در کار است

تـــو از سلاله ی سوداگران کشمیری

که شال ناز تورا شاعری خریدار است

در آستانـــه رفتـــن در امتداد غــــروب

دعای من به تو تنها خدا نگهدار است

کسی پس از تو خودش را به دار خواهد زد

کـــه در گزینش این انتخـــاب ناچـــار است

همان غروب غریبانه گریه خواهی کرد

برای خاطره هایـــی کــه زیرآوار است
دیدگاه ها (۲)

در شهر من این نیست راه و رسم دلداریبایــد بفهمــم تا چــه حـ...

در آسمان اگرچه که سو سو نمی زندچشمت ستاره است ، ببین ، مو نم...

دلخسته ام، از اینهمه دیوار ِ بی در که...«ای مهربان! یک پنجره...

امشب شب جمعه ست،جمعه!... و تو غمگینیمن در کنــــــارت هستـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط