{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم قیامت شده است. هر قومی را داخل چاله ای عظیم اند

خواب دیدم قیامت شده است. هر قومی را داخل چاله ای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: عبید این چه حکایت است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگمارده اند؟
گفت:
می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند…» نپرسیده گفت: اگر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند، خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به ته چاله بازگردانیم
دیدگاه ها (۲)

سخت است...

" گویا در جامعه ایران هر کسی بمیرد عزیز می شود. فارغ از اینک...

ما هرچه را که باید از دست داده باشیم ، از دست داده ایم ما بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط