صبح شد

صبح شد ...
من اما هنوز خیره ام ،
به ماه ی ک دیشب
سرش را به شانه ام تکیه داد:)
و تمام شب
آنقدر گریست :)
که خوابش برد !
دیدگاه ها (۴)

آدم از یک جایی به بعددیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،از ه...

یکی از همین شب هاوقتی همه خوابنددختری با پای برهنهبه ماه میر...

میگن زمین گردهـ ،ولی خدا کنهـ اینطوری نباشهـ ،نمیخوام کارایی...

تو با کارات باعثِ مرگِ تدریجیِ من میشی ،ولی باور کن اینکارا ...

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت دهم

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط