{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری
به دورتر برسانی ــ به دورتر ببری

تمام بود ونبود مرا در این دنیا
که تا ابد چمدانی ست مختصر ببری

ومن تمام خودم را مسافرت بشوم
تو هم مرا به جهان های تازه تر ببری

سپس نسیم شوی تو و بعد ازآن یوسف...!
که پیرهن بشوم تا مرا خبر ببری

مرا به خواب مه آلود ابرهای جهان
به خواب های درختانِ بارور ببری

و بعد نامه شوم من... چه خوب بود مرا
خودت اگر بنویسی ــ خودت اگر ببری

عجیب نیست که هیزم شکن بیاشوبد
درخت اگر که تو باشی دل از تبر ببری

دوباره زوزه ی باد و شکستن جاده
چه می شود که مرا با خودت سفر ببری
دیدگاه ها (۱)

از بودنــــت برایــــــم عادتی ساختی که هـرگزبی تو بودن را ب...

زندگی همانند آینه است :اگر اخم کنید او هم به شما اخم خواهد ک...

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما ...

باید آهسته نوشت بادل خسته نوشت بالب بسته نوشتگرم و پررنگ نوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط