{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات کلاس تموم شد و با کلی اصرار و فحش و گیس ...

ویو ات : کلاس تموم شد و با کلی اصرار و فحش و گیس و گیس کشی جینا را با خودم بردم خونه مون . و بعد ناهار باهم رفتیم یه فیلم دیدم و از اونجایی که جینا فقط غرغر که چرا روزی آوردمش خونه مون که جین نیست و خب خسته شدم فیلمو قطع کردم و بعدش پاشدیم رفتیم باشگاه
جینا: اوففف چقدر تمرین امروز سخت بود . ..راستی جین کی برمیگرده؟
ات: نمیدونم فکر کنم حدود ۱۰ شب!
جینا : ۱۰ شببب؟ این بچه تا این وقت شب تو خیابون چیکار داره که بکنه؟
ات: اولن بچه خودتی نه اون که ازت ۱۴ سال بزرگتره دومن تو خیابون نیست خونه ی داداششه.
جینا: خیله خب حالا تو منو با خاک یکسان نکن!
ات : (با خنده) بسه بریم لباس عوض کنیم ساعت ۸ شب شد
جینا : چییی یعنی ۳ ساعته تو باشگاهیم؟
ات : بگه اره دیگه بلند شو حرف نزن! و بعد لباس پوشیدن برن تاکسی بگیرن که برای جینا تاکسی رسید .
جینا: آقا ببخشید دوستم از اون طرف خط انتهای مسیر به خونه اشون راه داره امکانش هست اول اونو برسونید؟ و تاکسی گفت: متأسفم اون طرف بسته هست و خیلی شلوغه فکر کنم باید پیاده برن .
جینا: یعنی چی؟ پس الان این موقع شب پیاده بره؟

ات: مشکلی نیست جینا پیاده میرم هوا خوبه!
جینا : باشه پس رسیدی خبر بده منتظرم!
ات: باشه عزیزم( بغلش کنه)
جینا : (با خنده هلش داد ) یااا ات یه جوری رفتار میکنی انگار میخوای بری کوه قاف جنبه نداری نرو خب!
تاکسی بوق زد: سریع تر لطفا!
ات رو به جینا : خفه شو برو تاکسی منتظره! و جینا رفت و ات هم از یه میان بر رفت چون خیابون اصلی واقعا ترافیک و شلوغ بود .
جونگ کوک ویو: اَه لعنتی کیم . پدرم یه کار بهم سپرده باید خوب انجامش بدم این خانواده ی کیم باید ریشه کَن بشه مخصوصا این تهیونگه رو مخ که فقط معامله ها را خراب میکنه. به افرادم گفتم مخفی شیم تا بوگوم را بزنیم ( بوگوم یکی از افراد صمیمیه تهیونگ است) یکی از افرادم سمت چپ پشت درخت یکی بالای ساختمان روبه رو و یکی هم پشت ستون سمت راست و خودم هم وسط کوچه پشت سطل آشغال مخفی شدم که یهو صدایی از پشت اومد با اسلحه جدی برگشتم که دیدم یه سگ داره جیش میکنه اَه لعنتی با این اسم و رسم دچار تماشای تخلیه ی سگ شدم . اوفف جئون جونگ آروم باش تمرکز کن!
که یهو صدای افتادن یه چیزی که دیدم بوگوم نه بلکه گوگولی چیز نه یه دختر ظریف و سفید ولی به نظر وحشی اومد. دیدم خم شد تا یه چیزی را بگیره پس اون چیزی که افتاد دستکش بوکس اش بود ...عه پس رزمی کاره؟ وایسا ببینم پس بوگوم کجاست ؟ حواسم پرت شد؟ اَه این دختره ی مشکی پوش حواسمو پرت کرد.
یهو یکی از افراد جونگ کوک گفت: رئیس گولمون زدن بوگوم از اول قرار نبود بیا .
تا اومدم سوار ماشین شم صدای بلندی شنیدم: تقققققق
صدای شلیک بود وای نه نه نه دختر مَردمو کُشت!
که یهو دیدم دختر مشکی پوش وحشت زده به تیری که جلوش افتاده نگاه میکنه تا اومدم برم سمتش یه صدای دیگه شنیدم اون دختر مشکی پوش دستکش بوکسش را پرت کرد تو دماغم اون زیردستم که از بالای ساختمان بهش شلیک کرد نزدیک بود بیوفته که رفتیم سمتش تا سوارش کنیم یه چیز نرم و محکم خورد بهم دیدم دختره با عجله فرار کرد. عرق کرده بود فکر کنم از باشگاه پشت کوچه در اومده. ولش کن بابا بعدا میرم باشگاه پرس و جو. خواستم سوار ماشین شم که صدای تیراندازی شروع شد و سریع خودمو به آدرسی که بابا داد رسوندم.
دیدگاه ها (۰)

ویو ی پدر و مادر ات که تازه به کره ی جنوبی اومده و دکتر های...

و به افرادش گفت دختره هم سوار کنید. و ات هم انقدر جیغ زد که...

🤎

چیکار کنم؟ ادامه ی فیکو بزارم؟ 👍🏻 را کامنت کنید.

به نام خداوند مهربون 💝جینا : ات میدونستی امروز امتحان داریم ...

وحشی پارت 21+۱۸از روی پاش بلند شدم تهیونگ: کجااات: همینقدر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط