{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارته سی و ششم

پارته سی و ششم

در آغوش زندان

بعد از اینکه قدم زدن هوا کم کم داشت سرد میشد

واسه همین راه افتادن تا برن خونه

کوک:خوشگلم الان میریم وسیله هاتو از خونه ی جیمین و یونگی برمیداریم بعدش میریم خونه ی من باشه؟

ته:باشه (کیوت)

بعد از یک ربع رسیدن و ته رفت تو اتاق و وسیله هاشو گذاشت تو کیفش و با کوک رفتن سمته ماشینه کوک

(کوک ماشینشو اورده بود ولی واسه بارون ته اسرار کرده بود که پیاده برن)

بعدش کوک کیفه ته رو از دستش میگیره و درو واسه ته باز میکنه و ته میشینه و کوک درو میبنده و بعد میره کیفو تو صندلی عقب میزاره و بعدش خودش میره رو صندلی میشینه و راه میفته

(نانایی ها تو پارته اول دیوید جون رو یادتونه؟

همونی که لنا رو دوست داشت اون اون میاد تو داستان همین دیگه)

فلش بک به پیشه دیوید

دیوید:اون جئونه لعنتی رو پیدا کردی؟ (رو به یکی از خدمتکاراش)

سیونگ(خدمتکاره دیوید) :بله قربانه مثه اینکه از زندان ازاد شدن و ادرسه خونشو و همینطور شمارشو پیدا کردم

دیوید:خوبه(با نیشخند) برات دارم اقای جئون

فلش بک به پیشه تهکوک

کوک رسید به عمارتش ماشین رو تو پارکینگ پارک کرد و رفت درو برا ته باز کرد و کیفو برداشت و باهم رفتن بالا

ته:واوو چه خونه ی قشنگی داری(اولین باریه که عمارته کوک رو دیده)

کوک:چشمات قشنگ میبینن خرس عسلیم


درود فرشته هام✨
اینم از اخرین پارت قدیم
فردا پارته جدید رو براتون اپ میکنم (شایدم امشب)
خب دیگه دوستون دارم بدرود
دیدگاه ها (۹)

درود فرشته هام✨✨150 تاییمون مبارک دورتون بگردمخیلی دوستون دا...

پارته سی و پنجم در آغوش زندان به دهنه ته انتقال میده ته:اه خ...

پارته سی و ششم در آغوش زندان بعد از اینکه قدم زدن هوا کم کم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط