{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادشکن پارت ۲۰

بادشکن پارت ۲۰
سوگی: رئیس رفتن
هیکاری: بالاخره

سوگی و هیکاری به سمت اتاق هاروکا رفتند. به یه دست هاروکا سرم وصل بودد دکتر وقتی که هیکاری و سوگی به داخل امدند برخاست.
(چه شاعری بودم نمیدونستم)

دکتر: اوه سلام رئیس
هیکاری: چه اتفاقی براش افتاده؟
دکتر: باید دوز دارو هاش رو بالا ببریم متاسفانه‌ مشکل قلبی ایشون از دو ماه پیش بدتر شده ولی با این دارو ها میتونیم یکم کنترلش کنیم و یادتون نره اخر هفته ها برای چکاپ بیاریدش من دیگه مرخص میشم با اجازه
هیکاری: تچ دیروز گفتم ای کاش مریض بشی ولی ای کاش نمیگفتم ببخشید

ولی این حرف ها را هیچکس جز خودش و سوگی نمیشنوید چون هاروکا بیهوش بود زیر چشم هایش سیاه شده بود.

✡︎✵✡︎✵✡✵✡︎✵✡︎✵✡︎✵✡︎✵✡︎✵✡︎✵✡︎

نیره: بنظرتون حال ساکورا_سان چجوریه؟
اومه میا: ای کاش میدونستیم
سئو: م-من یه کاری دارم اگه چیزی فهمیدین بهم بگین
نیره: ب-باشه ولی سئو_سان خوبی؟
سئو: .......... اره

❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑❒❑

شب شده بود
سئو داخل بیمارستان بود اما با لباس های پرستار و یک ماسک ، در را باز میکند هاروکا و هیکاری خوابیده بودند. اولش کمی شکه شد ولی نه خیلی ، به سمت هاروکا رفت او را کامل چک کرد موهایش را نوازش کرد و رفت.


پارت بعدم دارم مینویسم وایستیددد
دیدگاه ها (۵)

بادشکن پارت ۱۹یکی دوتا سه تا در یک لحظه سه تا قرص را قورت دا...

بادشکن چپتر ۱۸سوگی: رئیس یه خبر خیلی مهمی دارم راستش سه تاهی...

باد شکن پارت ۱۲هاروکا با اعصاب به هم ریخته به سمت نیره میرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط