{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد

نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد

چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد

چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد

ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد

کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار

و من مثال همیشه برای تو سربار

تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم

تویی ملازم زهرا ملازمت مریم

هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم

من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم

که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم

و با جنون خودم شعر تازه بنویسم

چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد

چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد

به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد

کبوترانه دلش راهی خراسان شد

یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی

دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی

کنار مسجد اعظم دلم بهانه گرفت

بهانه ی حرم طوس عاشقانه گرفت

دوباره قلب مرا یاد او نشانه گرفت

که باز هم دلم از دست این زمانه گرفت

مرا تو با کرمت آشناترم گردان

مرا دخیل گره خورده ی حرم گردان

در آستان تو دنیام جمکرانی شد

و ذره ذره ی من صاحب الزمانی شد

و صبح جمعه دلم گرم ندبه خوانی شد

به پای نوکریم وقت جان فشانی شد

ز بعد فصل خزان فصل یار می آید

دلم خوش است به اینکه بهار می آید
دیدگاه ها (۳)

ﻣﻴﮕﻦ ﻭﺍﺱ ﮐﺴﻲ ﺑﻤﻴﺮﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﺐ ﮐﻨﻪ...........ﮐﺴﻲ ﺗﺐ ﻧﮑﺮﺩ؟ﺳﺮﻓﻪ ﺍ...

جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی د...

از فردی پرسیدند:چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت: دل برآنچه نمی مان...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻦ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻫﺴﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ :.. ﺍﺯ ﺭﺍﺩﯾﻮ ...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط