سلام
سلام
متن یکم طولانیه وارزش خوندنشوداره همچنین قبلاهم این پست روگذاشته بودم درجواب بعضی ازدوستان و وسیگونیای انگشت شمارکه خودشون رونماینده خدابرروی زمین یاحداقل این برنامه ویسگون معرفی کردن.....
بخونین بدنیس....
خصوصاشماهایی که ازدوران مدرسه بهتون یاددادن تالعن نفرستین حق یادگیری مسایل جدیدروندارین....
از آنجایی که بنده با تکنیکهای نوشتن آشنایی محدودی دارم، به همه دوستانی که خاطره تلخی از کردها دارند، به حق یا ناحق، کینه و دشمنی دیرینهای با کردها دارند، و یا اساسا از قیافه و ریخت کردها خوششان نمیآید، پیشنهاداتی را ارائه میدهم. خصوصا برای دوستان قلم بدستی که هم میخواهند کردها را بزنند و هم طوری بزنند که مسئولیتی برایشان نداشته باشد. راهکارهای زیر توصیه میشود:
- دیالوگ بسازید. مثلا به این شکل: «دوست عربی آن روز در تاکسی پرسید: فلانی، چرا کردها و داعش دستشان در یک کاسه است در عراق؟ چرا فلان رهبر تروریست کرد که مردم کرد از او متنفر هستند، فلان موضع را گرفت؟ و من پاسخ گفتم: چه عرض کنم!».
بسیار ساده است. از آنجایی که شما احتمالا انسان مشهوری هستید و ممکن است با واکنش جمعی کردهای خشمگین مواجه شوید، از راهکار زیر استفاده کنید. به محض اینکه کسی اعتراض کرد بگویید: «آیا اینها را من گفتهام؟ این را آن عرب از من پرسید! سوال او بود که تازه من هم جوابی ندادم!»
حالا که با کامنتهای بعضا تند کردها روبرو میشوید، وقت حرکت بعدی است. اینبار به شکل حق بجانبی بگویید: «جل الخالق! کردهای عصبی و پرخاشگر! شما اصلا اهل دیالوگ نیستید.»
نگران نباشید! شما مخاطبان خاص خودتان را که در زمینه کردها با شما تفاهم دارند، پیدا کردهاید. آنها به سرعت پست شما را دست به دست میکنند و در فضای مجازی دمار از روزگار کردها در میآورند.
- تکنیک دوم، تعریف کردن خاطره است! بله خاطره! مثلا درست در روزی که کردها به دلیل فجایع شنگال و کوبانی احساساتشان جریحه دار شده، خاطره تعریف کنید. مثلا بگویید: وقتی که بچه بودم، فلان حزب کرد، به شهر ما حمله کرد! الان که یادم افتاد به خودم پیچیدم! این تکنیک معجزه میکند. در عرض دو ثانیه دهها کامنت دریافت میکنید که خاطرههای مشابهی علیه کردها دارند. و کردها هم که در درس قبلی گفتیم، عصبی و پرخاشگر، واکنش نشان میدهند. شما فقط خونسرد باشید و مرتبا این جمله را تکرار کنید: من فقط خاطره تعریف کردم! من تحلیل کردم؟ من چیز بدی گفتم؟ چرا شما اینقدر پرخاشگر و بد هستید! کردهای بد!
در این میان شما کاملا طیف وسیعی از حامیانی را که از گذشته و اکنون و آینده کردها متنفر هستند، پیدا کردهاید. آنها خودشان مجلس را میگردانند و شما فقط هر از چندگاهی در پاسخ کردهای خشمگین بگویید: من فقط خاطره تعریف کردم! شما تحمل خاطره را هم ندارید! پناه بر خدا!
اگر کسی مثلا گفت: خانم یا آقای فلانی، پس چرا در مورد کشتار ۶۹ غیرنظامی در قارنا حرفی نمیزنید و همه خاطرههایتان یک طرفه است، آنوقت از این جمله کلیدی استفاده کنید: «خب جنگ، جنگ است! در جنگ که نقل و نبات پخش نمیکنند! »
- تکنیک سوم: خواب ببینید! مثلا روزی استاتوس بگذارید و بنویسید: «دیشب خواب دیدم، کردها همه مردم شهر را به رگبار بسته بودند! کردها خشن بودند. آنها حتی سر ما را هم بریدند! آن هم با کاشی! عجب خواب وحشتناکی بود! هنوزم میلرزم از ترس!»
خب در چنین حالتی به سرعت طیفی پیدا خواهند شد که شما را به شکل مجازی در آغوش میگیرند. طیف بعدی به سرعت وارد عمل میشوند و میگویند: عزیزم! این خواب نبود! واقعا کردها سر ما را با کاشی میبریدند در گذشته! و طیفی از کردهای خشمگین هم، شما را به اشکال مختلف نوازش میکنند! در چنین حالتی شما فقط خونسرد باشید. موقعیت شغلی و یا اسلام شاید دست و بال شما را بسته باشد! نگران نباشید اما! به سرعت طیفی که خوابهای شما را میپسندند، پیدا خواهند شد و مجلس را به دست خواهند گرفت.
ای کردهای عصبی
ای کردهای پرخاشگر
ای کردهای تروریست
ای کردهای بد
هم صدام حق داشت، هم چمران و هم نوادگان آتاتورک و هم اسد!
اگر شما بد نیستید، پس چرا همه این دولتها با شما مشکل دارند؟
یعنی فقط شما خوب هستید و همه بد؟
ای کردهای لعنتی!
پی نوشت: اگر این مطلب را خواندید و به شما برخورد، سه حالت بیشتر نیست: یا رگههای محسوس یا نامحسوس از کردستیزی دارید؛ یا ظرفیت خواندن یک طنزسیاسی را ندارید! و یا خیلی رفیق باز هستید!
kurd man
با اجازه کوردمن کپی شد ......
zhila kurd. ..
متن یکم طولانیه وارزش خوندنشوداره همچنین قبلاهم این پست روگذاشته بودم درجواب بعضی ازدوستان و وسیگونیای انگشت شمارکه خودشون رونماینده خدابرروی زمین یاحداقل این برنامه ویسگون معرفی کردن.....
بخونین بدنیس....
خصوصاشماهایی که ازدوران مدرسه بهتون یاددادن تالعن نفرستین حق یادگیری مسایل جدیدروندارین....
از آنجایی که بنده با تکنیکهای نوشتن آشنایی محدودی دارم، به همه دوستانی که خاطره تلخی از کردها دارند، به حق یا ناحق، کینه و دشمنی دیرینهای با کردها دارند، و یا اساسا از قیافه و ریخت کردها خوششان نمیآید، پیشنهاداتی را ارائه میدهم. خصوصا برای دوستان قلم بدستی که هم میخواهند کردها را بزنند و هم طوری بزنند که مسئولیتی برایشان نداشته باشد. راهکارهای زیر توصیه میشود:
- دیالوگ بسازید. مثلا به این شکل: «دوست عربی آن روز در تاکسی پرسید: فلانی، چرا کردها و داعش دستشان در یک کاسه است در عراق؟ چرا فلان رهبر تروریست کرد که مردم کرد از او متنفر هستند، فلان موضع را گرفت؟ و من پاسخ گفتم: چه عرض کنم!».
بسیار ساده است. از آنجایی که شما احتمالا انسان مشهوری هستید و ممکن است با واکنش جمعی کردهای خشمگین مواجه شوید، از راهکار زیر استفاده کنید. به محض اینکه کسی اعتراض کرد بگویید: «آیا اینها را من گفتهام؟ این را آن عرب از من پرسید! سوال او بود که تازه من هم جوابی ندادم!»
حالا که با کامنتهای بعضا تند کردها روبرو میشوید، وقت حرکت بعدی است. اینبار به شکل حق بجانبی بگویید: «جل الخالق! کردهای عصبی و پرخاشگر! شما اصلا اهل دیالوگ نیستید.»
نگران نباشید! شما مخاطبان خاص خودتان را که در زمینه کردها با شما تفاهم دارند، پیدا کردهاید. آنها به سرعت پست شما را دست به دست میکنند و در فضای مجازی دمار از روزگار کردها در میآورند.
- تکنیک دوم، تعریف کردن خاطره است! بله خاطره! مثلا درست در روزی که کردها به دلیل فجایع شنگال و کوبانی احساساتشان جریحه دار شده، خاطره تعریف کنید. مثلا بگویید: وقتی که بچه بودم، فلان حزب کرد، به شهر ما حمله کرد! الان که یادم افتاد به خودم پیچیدم! این تکنیک معجزه میکند. در عرض دو ثانیه دهها کامنت دریافت میکنید که خاطرههای مشابهی علیه کردها دارند. و کردها هم که در درس قبلی گفتیم، عصبی و پرخاشگر، واکنش نشان میدهند. شما فقط خونسرد باشید و مرتبا این جمله را تکرار کنید: من فقط خاطره تعریف کردم! من تحلیل کردم؟ من چیز بدی گفتم؟ چرا شما اینقدر پرخاشگر و بد هستید! کردهای بد!
در این میان شما کاملا طیف وسیعی از حامیانی را که از گذشته و اکنون و آینده کردها متنفر هستند، پیدا کردهاید. آنها خودشان مجلس را میگردانند و شما فقط هر از چندگاهی در پاسخ کردهای خشمگین بگویید: من فقط خاطره تعریف کردم! شما تحمل خاطره را هم ندارید! پناه بر خدا!
اگر کسی مثلا گفت: خانم یا آقای فلانی، پس چرا در مورد کشتار ۶۹ غیرنظامی در قارنا حرفی نمیزنید و همه خاطرههایتان یک طرفه است، آنوقت از این جمله کلیدی استفاده کنید: «خب جنگ، جنگ است! در جنگ که نقل و نبات پخش نمیکنند! »
- تکنیک سوم: خواب ببینید! مثلا روزی استاتوس بگذارید و بنویسید: «دیشب خواب دیدم، کردها همه مردم شهر را به رگبار بسته بودند! کردها خشن بودند. آنها حتی سر ما را هم بریدند! آن هم با کاشی! عجب خواب وحشتناکی بود! هنوزم میلرزم از ترس!»
خب در چنین حالتی به سرعت طیفی پیدا خواهند شد که شما را به شکل مجازی در آغوش میگیرند. طیف بعدی به سرعت وارد عمل میشوند و میگویند: عزیزم! این خواب نبود! واقعا کردها سر ما را با کاشی میبریدند در گذشته! و طیفی از کردهای خشمگین هم، شما را به اشکال مختلف نوازش میکنند! در چنین حالتی شما فقط خونسرد باشید. موقعیت شغلی و یا اسلام شاید دست و بال شما را بسته باشد! نگران نباشید اما! به سرعت طیفی که خوابهای شما را میپسندند، پیدا خواهند شد و مجلس را به دست خواهند گرفت.
ای کردهای عصبی
ای کردهای پرخاشگر
ای کردهای تروریست
ای کردهای بد
هم صدام حق داشت، هم چمران و هم نوادگان آتاتورک و هم اسد!
اگر شما بد نیستید، پس چرا همه این دولتها با شما مشکل دارند؟
یعنی فقط شما خوب هستید و همه بد؟
ای کردهای لعنتی!
پی نوشت: اگر این مطلب را خواندید و به شما برخورد، سه حالت بیشتر نیست: یا رگههای محسوس یا نامحسوس از کردستیزی دارید؛ یا ظرفیت خواندن یک طنزسیاسی را ندارید! و یا خیلی رفیق باز هستید!
kurd man
با اجازه کوردمن کپی شد ......
zhila kurd. ..
- ۱.۲k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط