{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تراس خانه مان باران هیاهو میکند

در تراس خانه مان باران هیاهو میکند
بوی عطرش در اتاقم باز جادو میکند

قطره قطره خاطراتت از کنار پنجره
میچکد، شمع نگاهم...باز سو سو میکند!

رفتگر در امتداد روزگار رفتنت
کوچه را با مهربانی آب و جارو میکند

روح سرکش دست در صندوقچه دل برده و
پیرهن های تو را در دست هی بو میکند

ساعت دیوار هم از انتظارت خسته شد
جای او لبهای من هر لحظه کو کو میکند

دختر بی تاب دیدارت درون آینه
باز با امید، خود را خوش بر و رو میکند

قایقی بر موج چشمان ترم راهی شده
دستهایم راه آنرا خوب پارو میکند
دیدگاه ها (۶)

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟نکند دل دیگری او را اسیر ک...

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ...

تویی بهار عمر من ، تو را به کس نمیدهم تو ای گل شکفته ام ، به...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط