قمار باز
قمار باز
پارت ۵
تازه داشت خوابم میبرد که یکی با شدت درو باز کرد و با صدای بلند گفتم
+ هوووو خرررر بهت یاد ندادن در بزنیییی؟
برگشت دیدم جونگکوکه خب باید فاتحه بخونم برا خودم🥹
_ یه بار دیگه باهام این جوری حرف بزنی من میدونم با تو
+ ببخشید
_ بلندشو حاضرشو ننه بابام دارن میان یادت باشه باید نقش نامزدمو بازی کنی
+ ودفاکککک
_بدوووووووووو
+ باششش
_ پسر خالم هم هست لباس کوتاه یا باز نپوش چون خیلی پسر خالم خیلی هیزه
+ باش
_ ، رفت،
ارایش خیلی ملایم کردم از ارایش غلیظ بدم میاد، یه تاپ و دامن سیاه و صورتی پوشیدم ( گذاشتم),مهمونا هم اومدن رفتم پایین برا احوال پرسیو اینا ( علامت ننه کوک-، علامت بابای کوک٫ ، علامت پسر خاله ی کوک£ )
+سلام من ا. ت هسم نامزد پسرتون جونگکوک
- پسرم خیلی خوش سلقیه ای دقیقا به خودم رفتی
+، خجالت کشید،
_ عشقم خجالت نداره که مامانم داره حقیقتو
£، چشمش رو بدن ا. ت بود،
_ ، دم گوشیم ا. ت گفت، این چیه پوشیدی اینقدر کوتاهه یدفعه لخت میومدی
+ گیر نده دیگههه
_ ، رفت یه سمت دیگه،
£ * جئون عوضی عجب دختری گیر اورده عجب بدنی هم داره شت*( الان داشت تو ذهنش حرف میزد)
£ ، رفت سمت ا. ت، سلام من یونجونم
+ سلام... من ا. تم
£ خوشبختم پرنسس
+ منم همینطور
£ . نزدیک ا. ت شد و دستشو گذاشت رو کمرش و گفت، میدونستی خیلی خاصی جونگکوک لیاقتتو نداره
نزدیک شد که ببوستم که یهو.....
حمایت کنین پرنسساااا🥹🥹🥹🥹
ببخشید دیشب نتونستم بزارممم بجاش امروز ۵ پارت میزارممم به شرط اینکه حمایت کنین 🩷🩵🩶
پارت ۵
تازه داشت خوابم میبرد که یکی با شدت درو باز کرد و با صدای بلند گفتم
+ هوووو خرررر بهت یاد ندادن در بزنیییی؟
برگشت دیدم جونگکوکه خب باید فاتحه بخونم برا خودم🥹
_ یه بار دیگه باهام این جوری حرف بزنی من میدونم با تو
+ ببخشید
_ بلندشو حاضرشو ننه بابام دارن میان یادت باشه باید نقش نامزدمو بازی کنی
+ ودفاکککک
_بدوووووووووو
+ باششش
_ پسر خالم هم هست لباس کوتاه یا باز نپوش چون خیلی پسر خالم خیلی هیزه
+ باش
_ ، رفت،
ارایش خیلی ملایم کردم از ارایش غلیظ بدم میاد، یه تاپ و دامن سیاه و صورتی پوشیدم ( گذاشتم),مهمونا هم اومدن رفتم پایین برا احوال پرسیو اینا ( علامت ننه کوک-، علامت بابای کوک٫ ، علامت پسر خاله ی کوک£ )
+سلام من ا. ت هسم نامزد پسرتون جونگکوک
- پسرم خیلی خوش سلقیه ای دقیقا به خودم رفتی
+، خجالت کشید،
_ عشقم خجالت نداره که مامانم داره حقیقتو
£، چشمش رو بدن ا. ت بود،
_ ، دم گوشیم ا. ت گفت، این چیه پوشیدی اینقدر کوتاهه یدفعه لخت میومدی
+ گیر نده دیگههه
_ ، رفت یه سمت دیگه،
£ * جئون عوضی عجب دختری گیر اورده عجب بدنی هم داره شت*( الان داشت تو ذهنش حرف میزد)
£ ، رفت سمت ا. ت، سلام من یونجونم
+ سلام... من ا. تم
£ خوشبختم پرنسس
+ منم همینطور
£ . نزدیک ا. ت شد و دستشو گذاشت رو کمرش و گفت، میدونستی خیلی خاصی جونگکوک لیاقتتو نداره
نزدیک شد که ببوستم که یهو.....
حمایت کنین پرنسساااا🥹🥹🥹🥹
ببخشید دیشب نتونستم بزارممم بجاش امروز ۵ پارت میزارممم به شرط اینکه حمایت کنین 🩷🩵🩶
- ۱۸.۴k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط