{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 24

کوک : خب عشقم بریم ؟

ا،ت : اره

ا،ت دستشو دور دست کوک حلقه می‌کنه و به سمت بیرون میرن و سوار ماشین میشن

کوک : خب بیبی قوانین رو می‌خوام بهت بگم

ا،ت : چه قوانینی ؟

کوک : اینکه اونجا باید چیکار کنی

ا،ت : وا یعنی چی ولی خب اکی بگو

کوک : ۱ از پیش من تکون نمی‌خوری
۲ با هیچ پسری حرف نمیزنی
۳ ال، کل نمی‌خوری
۴ هرچی گفتم میگی چشم

ا،ت : چقدر زیاده واقعا ولی اکی چون تو میگی

کوک : قربونت برم خوشگلم

ا،ت ویو

بعد یک ساعت تو ماشین نشستن رسیدیم تو ماشین همش کوکی نازم می‌کرد و قربون صدقم می‌رفت واقعا خجالت کشیدم وقتی وارد شدیم یه سالن خیلی بزرگ پره آدم بود که یکی به سمتمون اومد

نامجون : سلاممم

کوک ا،ت : سلام

نامجون : چطوری پسر اوووو این خانم زیبا کیه کنارت ؟

کوک : ایشون همسر ایندم هست

نامجون : همیشه سلیقت عالیه

ا،ت : مرسی نظر لطفتونه😊

کوک : خب بریم اونجا بشینیم

ا،ت : اک

داشتیم میرفتیم که یهو یکی اومد پشتم برگشتم و دیدم شوگا جا خوردم

ا،ت : شوگا تو اینجا چیکار می‌کنی ‍؟

شوگا : این مراسم به باند منم ربط داره خب باید توش حضور داشته باشم

ا،ت : آها اکی

شوگا : راستی رابطتو رو تبریک میگیم

کوک و ا،ت : ممنونم

شوگا رفت و ا،ت هم بغل کوک نشست


شرط 17 لایک 🎀
دیدگاه ها (۸)

Part 25

Part 26

Part 23

Part 22

چند پارتی نامجون (درخواستی)پارت⁵نامجون : میخواستم یه سوالی ا...

پارت ۵عمو های من مافیان

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط