{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردا صبح

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️

𝙋𝙖𝙧𝙩 11●•••

فردا صبح
پیرهن سفید خوشگلمو با عطر شیرین توت فرنگیم زدم ..یه آرایش خنک کردم و رفتم پیش گل های عزیزم
کلی بهشون رسیدم
به کلی زوج قشنگ دادم
دلشونو شاد کردم
یکی هم داخل گلدون برای پدربزرگم که توی آسمونا لبخند میزنه گذاشتم
ات: امیدوارم همیشه خوشحال باشی پدربزرگ مهربون من
خلاصه رفتم خونه غذا خوریدم
رفتم دوش گرفتم
نزدیکای ساعت ۶ بود
دیگه لباس پوشیدم و کم کم حاضر شدم تا با بورا بریم لباس بخرم
رفتیم داخل
بورا: وایییی اتتت نگا این چ جذابهههه
ات: نه خیلی بازه
بورا: نگا ایننن چییی
ات: این خیلی پر تجملاتیه دوست ندارم
بورا : هی
ات: بورااا نگا ایننن
بورا: خییییییییییییییییییییلی قشنگهههه
ات: میرم پرو
بورا : برو ببینم چ میکنیییی
از پرو اومدم بیرون
دیدم بورا داره کفش نگاه میکنه
ات:بوراااا
بورا: او شتتتتتتتتت خیلی خوشگل شدی تو دختررر!!!
ات: نه بابا 😅
بورا: این لباس توی پوست سفیدت میدرخشه
ات: اون کفش خیلی قشنگه توی دستت
بورا: اتفاقا خاستم بیارم برات زیر لباست خیلی میاد
خلاصه همه چی رو خریدیم
یک شام سبک خوردیم ..بستنی خوریدم و تا خونه پیاده روی کردیم ...
شب خیلی خوبی بود..
ات: امشب پیش من میخابی دیگه؟
بورا: پس چی فردا خودم حاضرت میکنممم
ات: ای کاش میتونستی بیای😭
بورا: نه عزیزم من خودم فردا عروسی مگه دعوت نیستم
ات: عااا راست میگی شکر ..خیلی خوشحال شدممم
بورا: خب دیگه بریم بخابیم چون فردا روز بزرگی در انتظار داریم
ات: یکی ندونه انگار میخاد چی بشه
بورا: قراره بدرخشی!
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #Min_yuqi
دیدگاه ها (۲)

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 12●•••ات : هوهو بدرخشم! اون همه دختر...

لباس ات برای جشن تولد مامان جونگکوک

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 10●••• دنبال تاکسی میگشتم...بارو...

shittttt🥺🔥#جنی_کیم #کیپاپ #کویین

شوگا: من اونطور نمیدیدم داشتی منو نگا میکردیات: چ چیشوگا : م...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط