نینجای سایه )) فصل 2 راه طولانی
نینجای سایه )) فصل 2 راه طولانی
انها راه افتادند و رفتن در راه که توی اتو بوس نشسته بودن یک پسر جوان که بغل دست شینیکو بود نصو صورتش باند پیچی بود و یک لحظه شینیکو فکر کرد که شاید اون مومیایی باشه ازش پرسید صورتت چی شد و پسر هم گفت که یکنفر که یادم نمیادش توصورتم اسید پاچید و بعد کمکم همه داشت خوابشون میگرفت غیر از اون پسر شینیکو هم داشت خوابش میگرفت که دید پسره نیست دوید طرف راننده دید که راننده خوابش برده سریع فرمون گرفت پاشو گزاشت روی تر مز بعد همرو بیدار کرد هیچکسی چیزی یادش نبود غیر از شینیکو انها مجبور شدند که....
انها راه افتادند و رفتن در راه که توی اتو بوس نشسته بودن یک پسر جوان که بغل دست شینیکو بود نصو صورتش باند پیچی بود و یک لحظه شینیکو فکر کرد که شاید اون مومیایی باشه ازش پرسید صورتت چی شد و پسر هم گفت که یکنفر که یادم نمیادش توصورتم اسید پاچید و بعد کمکم همه داشت خوابشون میگرفت غیر از اون پسر شینیکو هم داشت خوابش میگرفت که دید پسره نیست دوید طرف راننده دید که راننده خوابش برده سریع فرمون گرفت پاشو گزاشت روی تر مز بعد همرو بیدار کرد هیچکسی چیزی یادش نبود غیر از شینیکو انها مجبور شدند که....
- ۹.۷k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط