{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تب زده بیمار و تو انگار نه انگار

من تب زده بیمار و تو انگار نه انگار
لب تشنه‌ی دیدار و تو انگار نه انگار

از چشم تو افتاده‌ام و زیر عبورت
له می‌شوم این بار و تو انگار نه انگار

بی‌مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و تو انگار نه انگار

من را به گناهی که نگاه تو  درآن بود
بردند سر دار و تو انگار نه انگار

اوج غم اين قصه در اين شعر همين جاست
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار

دل‌تنگی و بی‌هم‌نفسی حال خرابی‌ست
روی دلم آوار و توانگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه‌ی دیوار و تو انگار نه انگار

جان می‌کنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار و تو انگار نه انگار

با عشق تو می‌مانم و می‌میرم اگر چه
من می‌شوم آزار و تو انگار نه انگار

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

چند پارتی جونگ کوک

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط