{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی واسه همیشه رفت، ناراحت شدم، غصه هم خوردم، شب اولش هم

وقتی واسه همیشه رفت، ناراحت شدم، غصه هم خوردم، شب اولش هم برام مثل دق کردن گذشت، اما بعد چند روز همه چیز عوض شد.
وقتی میدونی راه برگشتی واسه اون چیزی که دل بسته ش بودی وجود نداره، و بدتر از اون، وقتی میفهمی اون چیزی که دل بسته ش بودی اون جور که فکر می کردی نیست، دو تا اتفاق میتونه بیفته؛ انقدر غصه بخوری تا بمیری، یا خودت رو با دلبستگی های دیگه و علاقمندی های جدید خوشحال کنی.
من راه دوم رو انتخاب کردم. تازه اونجا یه حس آزادی و رهایی بهم دست داد. کارای مورد علاقه م که تو اون مدت به خاطر اون ناقص مونده بودن رو کامل کردم، ایده های جدید پیدا کردم و فکرم باز شد. اون وقت بود که فهمیدم عشق اگه واقعی باشه، موقع "نبودنش" اذیت میشی، نه موقع بودنش. عشق اون چیزیه که بهت پیشرفت بده. نه اون چیزی که جلوی حتی یه وعده راحت غذا خوردنت رو بگیره. بعضی عشقا دنیاتو به تعطیلی می کشونن. یعنی واقعا اسم اونجور حس ها عشقه؟
دیدگاه ها (۲)

یک رفتن هایی هستکه تمام شعرهای دنیا رابه پایش بریزیبرنمی گرد...

بعضی وقتا نمیتونی توضیح بدی چرا کسی رو دوست داریفقط دوستش دا...

حالِ من با خنده ی تو دائماً خوبه عزیزم

دلِ تقویماز نبودنِ توو از سه شنبه های دلگیر پُر است ،،

پارت ۳۶: آرامش در قلبِ طوفانصبح که بیدار شدم، حسِ خیلی خوبی ...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۸: بازگشت به عمارتِ تاریکوقتی به هوش اوم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۶🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آروم به بدنم نزدیکش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط