{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندرحکایت...

اندرحکایت...
آورده اندروزی نابینایی بادودوست بینای خودگیلاس میخورد...پس از لحظاتی نابیناگفت :چراشماسه تا سه تامیخورید؟دوستانش باتعجب پرسیدندتوکه نمی بینی ازکجامیدانی ماسه تا سه تامیخوریم...نابیناگفت ازآنجاکه من دوتا دوتامیخورم وشمااعتراضی نمی کنید..‌
درکشورماآنانکه بایدجلوی اختلاسهای دوتادوتارابگیرند...خودشان سه تا سه تامیخورند....پس این سکوت ازآنجاآب میخورد...
تاوانشو هم این بچه میده...
دیدگاه ها (۱۱)

و ساده لوحی در خانه ی ما موروثی استپدر تار میزدو میگفت جهان...

حرف های ما هنوز ناتمامتا نگاه میکنی،وقت رفتن است... آیای دری...

جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدندر م...

آنچنان بر ما به "نان" و "آب" اینجا تنگساری گشت،که کسی به فکر...

نام: قرارداد نفرتPart:¹⁸ساعت نزدیک ۹ شب بود که همه از شهرباز...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت۱۳----------------------------------------⭐🌕...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت۱۳----------------------------------------⭐🌕...

سناریو جونگکوک

سناریو اوبیکاکا

نام: قرارداد نفرتPart:65بعد از شام، همه توی سالن جمع شده بود...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

....پارت سوم....

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط