اسلاید ۱:
اسلاید ۱:
🐿: چرا اومدی توی اتاق من؟
🦊: اومدم لایو بذارم
🐿: من خواب بودم، چرا اومدی؟
🦊: اتاق من کوچیکه..
اسلاید ۲:
🦊: بچهها، میخواستیم صورتمون رو نشون بدیم ولی الان دوتامون شبیه آدم نیستیم. دیروز آدم بودیم ولی الان نه
🐿: دیروز خوشتیپ بودیم
🦊: آره، دیروز خوشتیپ بودیم.
اسلاید ۳:
🦊: واو
🐿: واو
🦊: ما پوپوز هستیم
🐿: پوپوز ["صدای بوس درمیاره"]
اسلاید ۴:
🦊: واقعاً باید ضدآفتاب بزنی. خب جواب ضدآفتاب چیه؟ بیوره!
اسلاید ۵:
🦊: اینجا آفتاب یهکم قویه
🐿: قوی، خیلی قوی
🦊: قطعاً باید ضدآفتاب بزنیم. آره، بیشتر از یه کرم معمولیه، نه؟
🦊🐿: بیوره~
🦊: اوکی
🐿: ولی جدی، من واقعاً از بیوره استفاده میکنم
🦊: آها، منم از بیوره استفاده میکنم
🐿: واقعاً باید استفاده کرد، قطعاً
🦊: دیروز هم گرفتم
🐿: [میخنده]
🦊: باید ازش استفاده کنیم، واقعاً
🐿: ضدآفتاب بیوره خیلی خوب به پوستم میسازه، جدی
🦊: کلی بهمون دادن، دارم زیاد استفادهاش میکنم
🐿: این واقعاً نرمه
🦊: آره، نرمه و خوبه
🐿: همهتون، اگه یهوقت خواستید ضدآفتاب بزنید، لطفاً بیوره استفاده کنید
اسلاید ۶:
🦊: آهان، ولی رامِن… یادت میاد اون یکی رو هم خوردیم~~؟ رامِن کیمچی اوموری
🐿: آاا… هیس
🦊: واااه، کلی خاطره برام زنده کرد
🦊🐿: واقعاً وقتی ترینی بودیم خیلی از اون میخوردیم.
اسلاید ۷:
🦊: داشتیم ویدیوهای قدیمیمون رو نگاه میکردیم، خیلی ژولیدهپولیده به نظر میاومدیم
🐿: دیگه از سطح بچه هم گذشته بودیم. شبیه راهنماییها بودیم
🦊: با خودم فکر کردم "مردم چطوری اون موقع ما رو دوست داشتن؟"
🐿: به نظر من اون موقع…
🦊: واقعاً چرا اون موقع ما رو دوست داشتن؟ این فکر رو میکردم
🐿: حس مسئولیت بود. استیها فکر میکردن "آه این بچهها رو من باید بزرگشون کنم"
🦊: ولی هنوزم تعداد زیادی استی باقی موندن
🐿: چقدر الان باید بهشون افتخار کنن. وای بزرگ شدن. توی جای بزرگ گریه هم نمیکنن، قشنگم میخونن
🦊: بعضی وقتا که توی کنسرتها میبینمشون، برام خیلی عجیبه. حس خاصی داره
🐿: ممنونم
🦊: واقعاً ممنونم
اسلاید ۸:
🦊: اون کاری که «...» اجرا میکردیم داره پخش میشه
🐿: صدامون هم فرق کرده
🦊: همه چیز فرق کرده
🐿: من چون با بچهها بودم، نمیدونستم چقدر تغییر کردن، ولی چانگبین خیلی تغییر کرده بود
🦊: چانگبین خیلی تغییر کرده، صدای بمتری داره
🐿: و از چیزی که فکر میکردم، صداش سافتتر بود
🦊: نه، صدای چانگبین همیشه سافت بوده، فقط حالا که بیشتر موسیقی کار میکنیم صداش بمتر شده
اسلاید ۹:
جونگین گفت که توی باشگاه ورزشی آلمان حدود ساعت ۵-۶ عصر یه گروه بزرگ یهدفعه وارد شدن و کراسفیت انجام دادن، که خیلی ترسناک بوده
اسلاید ۱٠:
هانی گفت تو بخش ایروبیک باشگاه آلمان وقتی آهنگ بلکپینک پلی شده جونگینی با دهنش مثل شیپور شروع به زدن نتها کرده، که خیلی کیوت بوده
#استری_کیدز #بنگ_چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
🐿: چرا اومدی توی اتاق من؟
🦊: اومدم لایو بذارم
🐿: من خواب بودم، چرا اومدی؟
🦊: اتاق من کوچیکه..
اسلاید ۲:
🦊: بچهها، میخواستیم صورتمون رو نشون بدیم ولی الان دوتامون شبیه آدم نیستیم. دیروز آدم بودیم ولی الان نه
🐿: دیروز خوشتیپ بودیم
🦊: آره، دیروز خوشتیپ بودیم.
اسلاید ۳:
🦊: واو
🐿: واو
🦊: ما پوپوز هستیم
🐿: پوپوز ["صدای بوس درمیاره"]
اسلاید ۴:
🦊: واقعاً باید ضدآفتاب بزنی. خب جواب ضدآفتاب چیه؟ بیوره!
اسلاید ۵:
🦊: اینجا آفتاب یهکم قویه
🐿: قوی، خیلی قوی
🦊: قطعاً باید ضدآفتاب بزنیم. آره، بیشتر از یه کرم معمولیه، نه؟
🦊🐿: بیوره~
🦊: اوکی
🐿: ولی جدی، من واقعاً از بیوره استفاده میکنم
🦊: آها، منم از بیوره استفاده میکنم
🐿: واقعاً باید استفاده کرد، قطعاً
🦊: دیروز هم گرفتم
🐿: [میخنده]
🦊: باید ازش استفاده کنیم، واقعاً
🐿: ضدآفتاب بیوره خیلی خوب به پوستم میسازه، جدی
🦊: کلی بهمون دادن، دارم زیاد استفادهاش میکنم
🐿: این واقعاً نرمه
🦊: آره، نرمه و خوبه
🐿: همهتون، اگه یهوقت خواستید ضدآفتاب بزنید، لطفاً بیوره استفاده کنید
اسلاید ۶:
🦊: آهان، ولی رامِن… یادت میاد اون یکی رو هم خوردیم~~؟ رامِن کیمچی اوموری
🐿: آاا… هیس
🦊: واااه، کلی خاطره برام زنده کرد
🦊🐿: واقعاً وقتی ترینی بودیم خیلی از اون میخوردیم.
اسلاید ۷:
🦊: داشتیم ویدیوهای قدیمیمون رو نگاه میکردیم، خیلی ژولیدهپولیده به نظر میاومدیم
🐿: دیگه از سطح بچه هم گذشته بودیم. شبیه راهنماییها بودیم
🦊: با خودم فکر کردم "مردم چطوری اون موقع ما رو دوست داشتن؟"
🐿: به نظر من اون موقع…
🦊: واقعاً چرا اون موقع ما رو دوست داشتن؟ این فکر رو میکردم
🐿: حس مسئولیت بود. استیها فکر میکردن "آه این بچهها رو من باید بزرگشون کنم"
🦊: ولی هنوزم تعداد زیادی استی باقی موندن
🐿: چقدر الان باید بهشون افتخار کنن. وای بزرگ شدن. توی جای بزرگ گریه هم نمیکنن، قشنگم میخونن
🦊: بعضی وقتا که توی کنسرتها میبینمشون، برام خیلی عجیبه. حس خاصی داره
🐿: ممنونم
🦊: واقعاً ممنونم
اسلاید ۸:
🦊: اون کاری که «...» اجرا میکردیم داره پخش میشه
🐿: صدامون هم فرق کرده
🦊: همه چیز فرق کرده
🐿: من چون با بچهها بودم، نمیدونستم چقدر تغییر کردن، ولی چانگبین خیلی تغییر کرده بود
🦊: چانگبین خیلی تغییر کرده، صدای بمتری داره
🐿: و از چیزی که فکر میکردم، صداش سافتتر بود
🦊: نه، صدای چانگبین همیشه سافت بوده، فقط حالا که بیشتر موسیقی کار میکنیم صداش بمتر شده
اسلاید ۹:
جونگین گفت که توی باشگاه ورزشی آلمان حدود ساعت ۵-۶ عصر یه گروه بزرگ یهدفعه وارد شدن و کراسفیت انجام دادن، که خیلی ترسناک بوده
اسلاید ۱٠:
هانی گفت تو بخش ایروبیک باشگاه آلمان وقتی آهنگ بلکپینک پلی شده جونگینی با دهنش مثل شیپور شروع به زدن نتها کرده، که خیلی کیوت بوده
#استری_کیدز #بنگ_چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
- ۱۱.۷k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط