{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهای سال

سالهای سال
خودم را برای این که تا ریل های قطار همراهیش نکردم سرزنش کردم
بعد از رفتنش تمام ساعاتم را در راه اهن گذراندم
می گفتم اگر در سیاهی گم شده باشد...
نکند در تاریکی محض چشم به راه فانوسی در دستان من است...
در خیالاتم پرسه میزدم تا این که دیدمش...
آری من او را بر زیر خورشید تابان به همراه همان کسی که برایش پیشه من دم از وفا و دوستی میزد دیدمش...
خدارا شکر که در این مدت او محتاج فانوس شکسته ی قلبه من نبوده ...
دیدگاه ها (۱)

باران بیاید یا نیاید تو باشی یا نباشی خاطراتت باشند یا نباشن...

آدما.......... گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن...

به کمی از آن حس لعنتی نیاز دارم: +با گام های بلند به سمتم می...

سسسس ساکت باشید لطفا مدت هاست که خوابیده ام سر بر بالین خاک ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

دلتنگی های کوچک من

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«سقوطِ در ترازِ اختلاس؛ فروپاشیِ نظمِ زرسالار — بهرام محمدی»...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

ویدیوی محصول در دایرکت

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط