{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره های باران را لیس می زنم

قطره های باران را لیس می زنم
از روی لبهایم
آسمان این شهر
چه مزه ی غریبی دارد.
نه! مرا نبوس!
به من نزدیک تر نشو!
اینجا بوسیدن جرم است!
و نمی دانی چقدر تنم بوی این شهر را می دهد!
بوی هوای دم کرده ی تاکسیها در روزهای سرد و بارانی
بوی نفسهای کارگران خسته ی حوالی میدان
بوی واگنهای مترو
بوی جویهای لبریز از لجن!
بوی حرف هایی که آنقدر گفته نشد تا گندید!
بوی قلبهایی که آنقدر دوست نداشت تا کپک زد!
نه! مرا نبوس!
کسی که بوسیدن را جرم اعلام کرد
می دانست
تنهای متعفن
لایق بوسه نیستند
دیدگاه ها (۸)

نیلوفر فولادی شاعر تهرانی

سید محمد شفیع شفیعی شاعر خمینی

.نه، اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید ا...

.نه،اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اش...

نه، اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصبدارید اشت...

نه، اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اش...

بخونید حتما⬇ نه، اشتباه نمیدیدمگرچه هی پلک زدم که ای چشمان ...

نه، اشتباه نمیدیدم!گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید ا...

وصیت نامه کامل شهید حجت الله رحیمی تاریخ : شنبه، 23 اردیبهشت...

وصیت نامه کامل شهید حجت الله رحیمی تاریخ : شنبه، 23 اردیبهشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط