پرنسس کوچولو

پرنسس کوچولو

داستان با خیانت شروع میشه
ویو ات
سلام من لی ات هستم ۲۶ سالمه دو سال با جونگ کوک ازدواج کردم

ویو کوک
سلام من جئون جونگ کوک هستم ۲۸ سالمه دو ساله که با ات ازدواج کردم


(ویو ات)
کوک یه چند وقت که باهام سرد شده صبح ها زود میره شبا هم دیر میاد امروز قرار بود با میا و لونا برم خرید به میا و لونا گفتم کع اول باید از کوک بپرسم
(+علامت ات)( _علامت کوک)
مکالمه ات و کوک
+کوک

_ ها چت باز

+میشه با میا و لونا برم خرید

_برو منم با ته میرم بیرون

+باش

ویو ات
نمیدونستم گریه کنم یا خوشحال باشم آخه هیچ وقت اجازه نمی داد
رفتم به لونا و میا زنگ زدم گفتم میام
÷علامت میا ×علامت لونا
÷ چه عجب بلخره اون شوهرت گزاشت
×راست میگه خیلی سمچ بود (حرفای میا رو به کوک رو ببخشید )
+ حالا ولش من برم حاضر شم بای
×÷بای
رفتم یه دوش ۱۵ مینی گرفتم و اومدم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ پ نسس کو‌چولوادامه ویو اترفتم یه آرایش ملایم کردم و ی...

دلم نیومد نزارمپارت۳پرنسس کوچولو_تلفن رو روی اون دختره قت کر...

پادشا و ملکه‌ی کیپاپ

اگه نقش بدم چیم میشین

چند پارتی لینو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط