ویو آنگل

ویو آنگل

از خواب بلند شدم ، حوصله ی هیچ چیزی رو نداشتم ، رفتم پایین ، مثل همیشه خدمتکار هام صبحونه رو آماده کرده بودن

خدمتکار: بفرمایید خانوم
نشستم صبحونه رو خوردم که گوشیم زنگ خورد ، هانا بود
٫٫مکالمه٫٫
هانا:سلام بانو
آنگل:سلام
هانا : دانشگاه دیر شده ها
آنگل : اره راست میگی خدافظ

٫٫پایان مکالمه٫٫

رفتم و یه دوش ¹⁰مینی گرفتم ، متاسفانه وقت نبود وگرنه کنسرت میزاشتم ، آخه چرا باید امروز روز اول دانشگاه باشه ؟
لباسامو پوشیدم (عکسشو می‌زارم ، اسلاید²)که ژاکتش با ژاکت هانا ست بود موهام هم حالت دادم (اسلاید ۳) و رفتم پایین و هانا رو دیدم (لباس های هانا اسلاید ۴ ، مدل موهاش اسلاید ۵)
هانا: سلام
آنگل : بریم
سوار ماشینم شدیم و رفتیم ‌.


ادامه دارد....


ببخشید اگه خوب نبود
دیدگاه ها (۰)

معرفی:آنگل: دختری جذاب ، بد اخلاق ، سرد ، نمیزاره کسی براش ق...

فیک بنویسم حمایت میشه ؟؟؟شاید امروز پارت اول رو بزارم

پارت ۹ جونگین: اوکی ساعت چند بیایم؟ فلیکس: ساعت ۸:۳۰ خوبه؟ ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط